ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۴۱۰۶

طلبه و قالیباف/ انتقاد زیدآبادی از موضع‌گیری‌‌های اخیر

طلبه و قالیباف/ انتقاد زیدآبادی از موضع‌گیری‌‌های اخیر

اگر آقای قالیباف در این وضعیت به غایت بغرنج و خطرناک، داوطلب مذاکره با یک نیروی متجاوز و تبهکار شده است، نه فقط جای نکوهش ندارد بلکه به لحاظ ازخودگذشتگی حیثیتی، باید او را تحسین کرد.

تبلیغات
تبلیغات

احمد زیدآبادی، فعال رسانه، در کانال تلگرامی خود نوشت: در فضای مجازی فیلمی از فردی در لباس طلبگی دیدم که با خشم و نفرتی عمیق، محمد باقر قالیباف را خطاب قرار می‌داد و او را به دلیل مذاکره با تیم آمریکا به خیانت به خون همرزمان خود متهم می‌کرد و آخر سر هم به اصل مذاکره و همه‌ی حامیان و تأییدکنندگان آن لعنت می‌فرستاد. 

من با این طلبه و عقاید و گرایش و پیشینه‌ی او آشنایی ندارم ولی با مشاهده‌ی فیلم او به لحاظ شهودی ادراکم این بود که بر خلاف برخی افراد دیگر، از سر نمایش و تظاهر به قصد پوشاندن منفعتی شخصی یا جناحی، حرف نمی‌زند و به واقع از آنچه نسبت به آن اظهار تنفر کرده، متأثر و متألم است. 

با این حال، واضح است که این طلبه، قادر به تشخیص مرزهای امور شخصی و هیجانی از مصالح زندگی عمومی و بخصوص واقعیت بی‌رحم و سرشت دردناک سیاست و حکومتداری نیست و سطوح مختلف حوزه‌های زندگی بشری را در هم آمیخته و توان تفکیک آن‌ها را از دست داده و یا اساساً به دست نیاورده است. 

نمی‌دانم آیا کسی مثل او، تجربه‌ای از هیئت‌های صلح و سازش قضایی دارد؟ این هیئت‌ها که معمولاً متشکل از ریش‌سفیدان و معتمدان محلی و افراد صاحب‌صلاحیت هستند، کارشان بعضاً مراجعه به خانواده‌هایی است که عزیز بی‌گناه آنان را یک فرد لجوج یا عصبی یا بدخشم کشته است. آنان از اولیاء دم مقتول بی‌گناه می‌خواهند که از اصرار بر قصاص نفس دست بردارند و به دیه یا بخششی از نوع دیگر رضایت دهند. 

این هیئت‌ها چرا به چنین تلاشی دست می‌زنند و داوری طلبه‌ی مزبور در باره‌ی آن‌ها چیست؟ آیا نسبت به خون به ناحق ریخته‌شده‌ی مقتول و داغ دلِ خانواده‌ی او بی‌تفاوتند؟ یا اینکه علاقه‌ای به قاتل عصبی یا بی‌رحم دارند؟ 

روشن است که هیچکدام! 

در واقع زندگی نوع بشر و لزوم استمرار حیات آن، چنین تلاش‌هایی را می‌طلبد و عموماً هم افراد بالغ و عاقل در این زمینه پیشقدم می‌شوند. 

در سیاست کار از این هم، بسیار پیچیده‌تر و بغرنج‌تر و دردناک‌تر است. گاه کار دو کشور به جنگ می‌کشد و یا کشور و ملتی قربانی تجاوز و زیاده‌خواهی و زورگویی کشوری دیگر قرار می‌گیرد. 

طبیعتاً خون‌های بی‌گناه بسیاری به زمین می‌ریزد و قلب‌های بسیاری از درد و رنج شرحه‌شرحه می‌شود. تاریخ اما به بشر می‌آموزد که جنگ‌ها امری ابدی و پایان‌ناپذیر نیستند و به ناچار باید روزی نقطه‌ی پایانی بر آن‌ها گذاشت وگرنه نسل انسان در یک جنگ پایان‌ناپذیر و ابدی به سرعت منقرض می‌شود. 

پایان یک جنگ بدون تسویه‌ی تمام جنایات صورت‌گرفته در آن و انتقام‌کشی از تک تک جنایتکاران البته که برای قربانیان سخت و بسیار دردناک است، اما تداوم جنگ لزوماً به پایان عادلانه‌ی آن ختم نمی‌شود و فقط بر شمار قربانیان بی‌گناه تا حد فاجعه‌ای غیرقابل تصور می‌افزاید. 

درست به همین علت، طرفین جنگ، در مقطعی باید به فکر پایان آن بیفتند و ابزار آنان برای چنین کاری، جز مذاکره و روبرو شدن با کسانی که آنان را متجاوز و قاتل مردم خود می‌دانند، چیز دیگری نیست. 

به هر حال، خدواند سرشت زندگی انسان را همینقدر دردناک آفریده است و راه فرار و گریزی هم از حکومت او نیست! 

از این رو، اگر آقای قالیباف در این وضعیت به غایت بغرنج و خطرناک، داوطلب مذاکره با یک نیروی متجاوز و تبهکار شده است، نه فقط جای نکوهش ندارد بلکه به لحاظ ازخودگذشتگی حیثیتی، باید او را تحسین کرد. 

هر که با مصالح عالی یک کشور و جامعه آشنا باشد، قدر این نوع خطرکردن‌ها را بسیلر بیش از آمادگی برای مرگ می‌داند و من مطمئنم که ارواح سردارانِ مورد نظر طلبه‌ی مزبور، از تلاش آقای قالیباف برای پایان دادن به این جنگ خانمانسوز بسیار راضی‌تر از خشم و غضب صادقانه‌ی آن طلبه است.

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات