دستوپا زدن کاخ سفید در چند بحران موازی
چرا فشارها بر ترامپ در حال افزایش است؟
گزارش آتلانتیک از تشدید بحرانهای سیاسی و نظامی دولت ترامپ در جنگ ایران، فشارهای داخلی آمریکا و تنش با متحدانش حکایت دارد. جنگ فرسایشی با ایران به بنبست رسیده و کنترل تنگه هرمز در دست تهران باقی مانده است. همزمان، شکاف در حزب جمهوریخواه، کاهش محبوبیت ترامپ و شکست دیپلماتیک با اروپا و پاکستان موقعیت او را تضعیف کرده است. در سطح بینالمللی نیز ناکامی متحدانش و درگیری لفظی با پاپ نشاندهنده گسترش بحران سیاسی و کاهش اثرگذاری راهبردی اوست.
فرارو– جاناتان لمیر، رئیس دفتر کاخ سفید در نشریهی پولیتیکو و خبرنگار کاخ سفید برای خبرگزاری آسوشیتدپرس
به گزارش فرارو به نقل از نشریه آتلانتیک، یک شوخی سیاسی این روزها دستبهدست میشود: اینکه کاخ سفید میخواهد با دامن زدن به پروندههای اپستین، توجهها را از وضعیت نامطلوب جنگ ایران منحرف کند. در همین چارچوب، ملانیا ترامپ، بانوی اول، هفته گذشته بدون طرح هیچ پرسشی از سوی رسانهها، بهطور ناگهانی به این پرونده جنجالی اشاره کرد؛ تلاشی که ظاهراً با هدف فاصلهگذاری از این رسوایی انجام شد، اما در عمل نتیجهای معکوس داشت و بار دیگر توجه افکار عمومی را به آن جلب کرد.
با ادامه مذاکرات پرتنش با ایران، کنترل تنگه هرمز همچنان در اختیار تهران باقی مانده و در همین حال، دونالد ترامپ مجوز اجرای یک محاصره دریایی پرریسک را صادر کرده است؛ اقدامی که احتمالاً به افزایش بیشتر قیمتها در بازارهای جهانی دامن خواهد زد. در داخل آمریکا نیز نشانههای فشار سیاسی رو به افزایش است. نظرسنجیها از کاهش محبوبیت رئیسجمهور حکایت دارند و در میان جمهوریخواهان نگرانیهایی جدی درباره از دست دادن هر دو مجلس کنگره در انتخابات نوامبر شکل گرفته است.
در کنار این تحولات، ترامپ بخش قابل توجهی از سرمایه ژئوپلیتیک خود را صرف حمایت از ویکتور اوربان، نخستوزیر مجارستان کرده است؛ چهرهای که منتقدان او را به گرایشهای اقتدارگرایانه متهم میکنند. علاوه بر این، رئیسجمهور آمریکا تنها در فاصله یک هفته، مواضعی اتخاذ کرده که موجب نارضایتی و آزردگی پیروان دو دین بزرگ جهان شده است.
بنبست راهبردی ترامپ در رویارویی با ایران
دونالد ترامپ در طول دوران سیاسی خود بارها نشان داده که از «سیاستِ ترس» چه در وادار کردن جمهوریخواهان به اطاعت کامل، چه در مواجهه با رهبران جهان بهعنوان ابزار حکمرانی بهره میگیرد. او همواره بهعنوان یک «هنرمند فرار سیاسی» شناخته شده است؛ کسی که در بزنگاهها راهی برای خروج از بحران پیدا میکند. اما اینبار، به نظر میرسد خود را در موقعیتی قرار داده که خروج از آن بهسادگی ممکن نیست.
جنگ با ایران، درگیریای بود که به انتخاب خود او آغاز شد، اما مسیر آن بههیچوجه مطابق انتظار پیش نرفت. ترامپ ظاهراً تصور میکرد با یک عملیات برقآسا مواجه است؛ سناریویی مشابه اقداماتی که در گذشته بهسرعت به نتیجه رسیده بودند و نهایتاً ظرف چند روز یا حداکثر چند هفته پایان مییافتند. در عمل اما، این درگیری به مرز ۵۰ روز نزدیک شده و بهجای یک پیروزی سریع، به یک بحران فرسایشی تبدیل شده است.
در این میان، ایران اگرچه تحت فشار و خسارت قرار گرفته، اما نهتنها فرو نریخته، بلکه با جسارت بیشتری عمل کرده است. تهران اکنون کنترل مؤثرتری بر تنگه هرمز در اختیار دارد و از آن بهعنوان اهرمی اقتصادی برای فشار بر نظام بینالملل بهره میگیرد. در مقابل، ترامپ خواستار بازگشایی این مسیر شده و حتی تهدید کرده است که در صورت عدم تسلیم ایران، به اقدامات ویرانگر گستردهتری متوسل خواهد شد. با این حال، نشانهها حاکی از آن است که این تاکتیکهای مبتنی بر ارعاب، که پیشتر بارها کارآمد بودند، اینبار نتوانستهاند واکنش مورد انتظار را در تهران ایجاد کنند.
شکست محاسبات واشنگتن درباره واکنش ایران پس از حمله
حمله به ونزوئلا در نخستین روزهای سال، نقطه عطفی در مسیر ریاستجمهوری دونالد ترامپ رقم زد. در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵، شتاب اولیه دولت او فروکش کرده بود و حزب جمهوریخواه نیز با مجموعهای از شکستهای انتخاباتی مواجه شده بود؛ تا جایی که برخی تحلیلگران از ترامپ بهعنوان «اردک لنگ زودهنگام» یاد میکردند.
با این حال، به روایت دستیاران کاخ سفید، عملیات نظامی در کاراکاس ورق را برگرداند و دولت را دوباره در مسیر ابتکار عمل قرار داد. در این فضا، ترامپ بیش از گذشته از هرگونه مهار فاصله گرفت و بهسمت نوعی تصمیمگیری مبتنی بر اراده شخصی و آنی حرکت کرد؛ رویکردی که بهگفته ناظران، تحت تأثیر مشاورانی قرار داشت که در آن فرصت گسترش اختیارات اجرایی را میدیدند. همزمان، تمایل او به اتکا بر قدرت نظامی آمریکا نیز به شکل محسوسی افزایش یافت. ترامپ در گفتوگو با مشاورانش از ارتش ایالات متحده بهعنوان نیرویی «توقفناپذیر» یاد میکرد و چشماندازی جاهطلبانهتر را در قبال گرینلند، ایران و کوبا دنبال میکرد.
نیروهای نظامی ایالات متحده بخشی از سامانههای دفاعی ایران را هدف قرار دادند و خساراتی به زرادخانه موشکی این کشور وارد کردند. در جریان عملیات مشترک با اسرائیل، رهبر معظم ایران و شماری از معاونان ارشد او نیز جان باختند. با این حال، آنچه در ادامه رخ داد، با محاسبات اولیه واشنگتن همخوانی نداشت. ایران تسلیم نشد. بهنظر میرسد، ترامپ، هم توانایی برای شکلدهی به یک قیام داخلی را بیش از حد برآورد کرده بود و هم میزان آمادگی ساختار حاکم برای تحمل هزینههای سنگین را دستکم گرفته بود.
در همین حال، درگیریها برای ایالات متحده نیز بدون هزینه نبود؛ دستکم سیزده سرباز آمریکایی در این جنگ کشته شدند. ایران نیز توانست ظرفیتهای عملیاتی خود را حفظ کند؛ از جمله توانایی هدف قرار دادن کشورهای حاشیه خلیج فارس و وارد کردن آسیب به زیرساختهای انرژی آنها. همچنین تهران با اتکا به تاکتیکهای نامتقارن از جمله تهدید به مینگذاری، استفاده از قایقهای تندرو و بهکارگیری پهپادهای نظامی موفق شد کنترل مؤثری بر تنگه هرمز اعمال کند. در نتیجه، نفتکشهای بزرگ مسیرهای خود را تغییر دادند و از مناطق پرریسک فاصله گرفتند؛ تحولی که بهسرعت در بازارهای جهانی بازتاب یافت و موجی از افزایش قیمتها را به همراه داشت.
این دقیقاً همان نقطهای بود که دونالد ترامپ با محدودیتهای واقعی قدرت خود روبهرو شد. او از اینکه یک نیرو توانسته شرکتهای بزرگ کشتیرانی را از عبور در تنگه هرمز بازدارد، خشمگین بود و از آنها خواست «جرأت بیشتری نشان دهند» و مسیرهای خود را از سر بگیرند. اما این شرکتها، با در نظر گرفتن ریسکهای اقتصادی و امنیتی، از این درخواست سر باز زدند. در ادامه، ترامپ تلاش کرد اروپا را وارد میدان کند و استدلال نمود که کشورهای اروپایی بیش از ایالات متحده از نفت عبوری از تنگه هرمز منتفع میشوند. با این حال، پاسخ اروپا منفی بود.
یکی از دلایل این مخالفت، نارضایتی از نحوه تصمیمگیری واشنگتن بود؛ چرا که پیش از آغاز جنگ، هیچگونه مشورت مؤثری با متحدان اروپایی صورت نگرفته بود. علاوه بر این، روابط فراآتلانتیک پیشتر نیز تحت فشار قرار گرفته بود؛ بهویژه پس از طرح بحث واگذاری گرینلند که تنشهای قابل توجهی ایجاد کرده بود. در چنین فضایی، اروپا تمایلی نداشت تنها چند هفته پس از این تنشها، بار دیگر در برابر خواستههای واشنگتن عقبنشینی کند. در نتیجه، برای نخستینبار در این بحران، متحدان سنتی ایالات متحده در برابر رئیسجمهوری ایستادگی کردند که بهگفته برخی منابع، خود را در جایگاه «مدیر کشور و جهان» میدید.
شکاف درون حزب جمهوریخواه بر سر سیاستهای جنگی ترامپ
در داخل ایالات متحده نیز نشانههایی از شکاف در حال بروز بود؛ جایی که برای نخستینبار، برخی از چهرههای جمهوریخواه آشکارا به سیاستهای کاخ سفید «نه» گفتند. چند صدای برجسته از جریان انزواگرای راست از جمله تاکر کارلسون، استیو بنن و مگین کلی هشدار دادند که ورود به یک جنگ تازه در خاورمیانه، وعده محوری «آمریکا اول» ترامپ را نقض میکند. هرچند بسیاری از جمهوریخواهان با اکراه از کارزار بمباران ایران حمایت کردند، اما همزمان تأکید داشتند که عبور از خط قرمز آنها یعنی آغاز یک عملیات زمینی قابل قبول نخواهد بود.
در این میان، پنتاگون سناریوهای احتمالی برای تشدید عملیات را آماده کرده، اما فرمان نهایی همچنان در انتظار تصمیم رئیسجمهور باقی مانده است. همزمان، نظرسنجیها نشان میدهد افکار عمومی آمریکا که از ابتدا نیز حمایت گستردهای از جنگ نداشت، بهطور قاطع با هرگونه حمله زمینی مخالف است. در مقابل، واکنش ترامپ به این وضعیت نه در قالب تعدیل، بلکه در قالب تشدید لحن ظاهر شد. او صبح یکشنبه عید پاک در شبکههای اجتماعی پیامی منتشر کرد که در آن با لحنی تند و توهینآمیز، ایران را تهدید به بازگشایی فوری تنگه هرمز کرد. تنها دو روز بعد، رئیسجمهور از این نیز فراتر رفت و تهدید کرد که در صورت تداوم وضعیت، «یک تمدن کامل» ممکن است نابود شود.
در پشت درهای بسته کاخ سفید، نشانههای نارضایتی حتی در میان نزدیکترین مشاوران دونالد ترامپ نیز رو به افزایش است. به گفته منابع آگاه، برخی از اعضای حلقه داخلی او از روند تحولات بهشدت ناامید شدهاند. این مشاوران پیشتر به ترامپ توصیه کرده بودند از تعیین ضربالاجلهای متعدد خودداری کند؛ توصیهای که نادیده گرفته شد. رئیسجمهور بارها مهلتهای زمانی تعیین کرد، اما با عبور هر یک از آنها بدون تحقق نتیجه، تصویر او بیش از پیش تضعیف شد.
چندین منبع نزدیک به ترامپ وضعیت او را «دستوپا زدن» توصیف میکنند؛ وضعیتی که در آن، ابزارهای معمول او برای مدیریت بحران کارآمد نبوده و در نتیجه، بهسمت تشدید تنش بهعنوان تنها گزینه باقیمانده گرایش پیدا کرده است. با این حال، این رویکرد دیگر بهعنوان یک تاکتیک حسابشده مبتنی بر «غیرقابل پیشبینی بودن» تعبیر نمیشود، بلکه نشانهای از فشار و بنبست تلقی میگردد.
در چنین شرایطی، متحدان جمهوریخواه و برخی رهبران جهانی تلاش کردند او را به عقبنشینی از مواضع تند ترغیب کنند. با نزدیک شدن به ضربالاجلهای اعلامشده، تیم ترامپ نیز به طرح آتشبس ارائهشده از سوی میانجیگران پاکستانی بهعنوان یک فرصت نگاه کرد. با این حال، مذاکرات آخر هفته در اسلامآباد به نتیجه نرسید و در پی آن، ترامپ دستور اعمال محاصره را صادر کرد؛ اقدامی که هدف آن افزایش فشار همزمان بر ایران برای بازگشایی تنگه هرمز و بر اروپا برای همراهی با واشنگتن عنوان شد. تا این لحظه، هیچیک از این اهداف محقق نشده و بنبست راهبردی همچنان پابرجاست.
در محافل خصوصی، بسیاری از جمهوریخواهان از ماهها پیش به این جمعبندی رسیدهاند که حفظ اکثریت در مجلس نمایندگان احتمالاً از دسترس آنها خارج خواهد بود. حاشیه برتری این حزب اندک است و تجربه سیاسی آمریکا نشان داده که حزب خارج از قدرت معمولاً در انتخابات میاندورهای عملکرد بهتری دارد. با این حال، تا همین اواخر، جمهوریخواهان سنا را سنگر امن خود میدانستند؛ ارزیابیای که اکنون بهطور جدی زیر سؤال رفته است.
دموکراتها با نگاهی به نقشه انتخاباتی، فرصتهایی واقعی برای کسب کرسی در ایالتهایی چون کارولینای شمالی، مین و حتی حوزههایی دشوارتر مانند اوهایو، آیووا و آلاسکا میبینند. همزمان، روند نظرسنجیها به زیان جمهوریخواهان در حال تغییر است؛ در حالی که فشارهای اقتصادی، بهویژه افزایش قیمتها و بهای بنزین، بر نارضایتی عمومی دامن میزند. در این میان، دونالد ترامپ هنوز نتوانسته استدلالی قانعکننده برای ضرورت جنگ با ایران به افکار عمومی ارائه دهد. پیش از آغاز جنگ، کاخ سفید برنامه داشت کارزار سیاسی ترامپ را بر محور مسائل اقتصادی متمرکز کند؛ اما اکنون، رئیسجمهور نهتنها با بحرانهای متعدد مواجه است، بلکه اساساً دستاورد اقتصادی قابل توجهی نیز برای عرضه به رأیدهندگان در اختیار ندارد.
شکست حزب حاکم مجارستان در انتخابات و ناکامی متحدان ترامپ
مجارستان نیز به فهرست ناکامیهای اخیر رئیسجمهور آمریکا افزوده شده است. روز یکشنبه گذشته، تنها چند روز پس از حضور جِیدی ونس، معاون رئیسجمهور، در کنار ویکتور اوربان در یک رویداد انتخاباتی در بوداپست، حزب حاکم در انتخابات با شکست روبهرو شد. اوربان در سالهای اخیر به الگویی برای بخشهایی از جریان راستگرای جهانی تبدیل شده بود؛ او با استفاده گسترده از ابزارهای قدرت دولتی، نفوذ خود را بر رسانهها، دانشگاهها و نهادهای مدنی مجارستان تثبیت کرد و در سیاست خارجی نیز با ولادیمیر پوتین همسویی نزدیکی در راستای تضعیف اتحادیه اروپا و ناتو نشان داد.
دونالد ترامپ نیز سرمایه سیاسی قابل توجهی را برای حمایت از بازگشت اوربان به قدرت صرف کرده بود. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، در جریان سفرهایی در بوداپست حضور یافت و خود ترامپ نیز بارها از نخستوزیر مجارستان حمایت علنی کرد و حتی بهطور ضمنی وعده داد در صورت پیروزی او، کمکهای بیشتری به مجارستان اختصاص خواهد یافت. با این حال، نتیجه انتخابات نشان داد که این حمایتها نتوانسته جهتگیری افکار عمومی مجارستان را تغییر دهد و رأیدهندگان مسیر متفاوتی را برگزیدند.
رویارویی لفظی تازه ترامپ با پاپ لئون چهاردهم
در ادامه مجموعه تنشهای سیاسی، دونالد ترامپ وارد رویارویی لفظی تازهای شد؛ اینبار با پاپ لئون چهاردهم. پاپ لئون چهاردهم در اظهارنظرهای عمومی خود معمولاً رویکردی محتاطانه نسبت به مسائل سیاسی اتخاذ کرده است، اما در ماههای اخیر بهطور مشخص از انتقاد نسبت به سیاستهای مهاجرتی دولت ترامپ خودداری نکرده است. با آغاز درگیری در ایران نیز، او مطابق سنت دیرینه واتیکان، بار دیگر علیه جنگ موضع گرفت.اما دونالد ترامپ، همانطور که بسیاری از ناظران تأکید میکنند، در چارچوب الگوهای معمول روسایجمهور عمل نمیکند. او بهندرت انتقاد را میپذیرد و به گفته نزدیکانش، نسبت به ظهور هر صدای قدرتمند آمریکایی دیگر در صحنه جهانی حساسیت ویژهای دارد—حساسیتی که در مورد جایگاه اخلاقی و مذهبی پاپ نیز تشدید شده است.
در همین چارچوب، یکشنبه گذشته، تنها یک هفته پس از جنجالهای مربوط به اظهاراتش علیه مسلمانان، ترامپ بار دیگر وارد تقابل لفظی شد و اینبار پاپ را هدف انتقاد قرار داد. او پاپ را «ضعیف در برابر جرم» و «همسو با چپ رادیکال» توصیف کرد. اما جنجال اصلی زمانی شکل گرفت که رئیسجمهور تصویری تولیدشده با هوش مصنوعی منتشر کرد که او را در هیئتی شبیه به مسیح، در حال شفا دادن یک فرد بیمار نشان میداد. این اقدام با موجی از انتقادات سریع و گسترده مواجه شد؛ انتقاداتی که حتی از درون حزب جمهوریخواه نیز، هرچند محتاطانه، شنیده شد؛ حزبی که بسیاری از اعضایش معمولاً ترجیح میدهند در برابر رفتارهای ترامپ سکوت کنند.
در پی این فشارها، ترامپ ناچار شد آن پست را حذف کند و سپس در توضیحی بحثبرانگیز مدعی شد که تصویر او را نه در قامت «پسر خدا»، بلکه بهعنوان یک پزشک نشان میداده است. با این حال، او اندکی بعد بار دیگر در شبکههای اجتماعی به انتقاد از پاپ بازگشت. در مقابل، پاپ لئون چهاردهم نیز در اظهارنظری کمسابقه اعلام کرد که «هیچ ترسی» از دولت ترامپ ندارد.