راغفر: کنترل تنگه هرمز بزرگترین دستاورد پس از انقلاب است
استاد دانشگاه الزهرا و تحلیلگر اقتصادی، کنترل تنگه هرمز را بزرگترین دستاورد پس از انقلاب توصیف کرد و گفت: این دستاورد حتی از بسیاری از رویدادهای بزرگ تاریخ معاصر ایران مهمتر است و باید از آن بهعنوان یک سرمایه راهبردی ملی پاسداری کرد.
حسین راغفر با اشاره به در پیش بودن مذاکرات اسلام آباد و دلایل ایران بر مدیریت تنگه هرمز در قالب شروط خود برای ورود به مذاکرات اظهار داشت: تحولات اخیر در تنگه هرمز و شکلگیری آتشبس دو هفتهای در منطقه، یک رخداد تاریخی در معادلات جهانی به شمار میرود که میتواند آثار بلندمدتی بر موازنه قدرت اقتصادی و انرژی در جهان داشته باشد.
به گزارش ایرنا؛ وی افزود: آنچه امروز در تنگه هرمز رخ داده صرفاً یک تحول مقطعی در حوزه امنیت دریایی یا تجارت انرژی نیست، بلکه نشانهای از تغییرات عمیقتر در ساختار قدرت جهانی است؛ تغییری که می تواند به تضعیف جایگاه قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالات متحده، منجر شود.
راغفر تأکید کرد: کنترل و مدیریت تنگه هرمز توسط ایران دستاوردی بسیار مهم برای کشور محسوب میشود؛ دستاوردی که حتی از بسیاری از رویدادهای بزرگ تاریخ معاصر ایران مهمتر بوده و باید از آن بهعنوان یک سرمایه راهبردی ملی پاسداری کرد.
باید مدیریت ایران بر تنگه هرمز به همین شکل کنونی ادامه یابد
این تحلیلگر اقتصادی تصریح کرد: مدیریت ایران بر تنگه هرمز باید به همین شکلی که اکنون وجود دارد ادامه پیدا کند. این مسئله یکی از بزرگترین دستاوردهایی است که کشور پس از انقلاب اسلامی به دست آورده و به نظر من موضوع کوچکی نیست.
وی افزود: به اعتقاد من این دستاورد حتی از برخی رویدادهای مهم تاریخی نیز بزرگتر است. این رخداد نشان میدهد تمدن بزرگ ایران در طول تاریخ توانسته امپراتوریهای بزرگی را پشت سر بگذارد و اکنون نیز تحولات جاری میتواند نشانهای از آغاز افول قدرتهای مسلط جهانی باشد.
پذیرش شروط ایران خود یک دستاورد بزرگ است
این استاد دانشگاه اظهار کرد: آنچه امروز اتفاق افتاده یک رخداد تاریخی است و باید از آن پاسداری شود. حتی اگر گفتوگوها و تفاهمها میان ایران و آمریکا به نتیجه نرسد، همین که شروط جمهوری اسلامی بهعنوان پایه مذاکرات پذیرفته شده، خود یک دستاورد بزرگ محسوب میشود؛ دستاوردی که در تاریخ ثبت خواهد شد.
وی تأکید کرد: به نظر من، غرب و آمریکا در برابر کنترل تنگه هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران با چالش جدی مواجه خواهند شد و به همین دلیل حفظ این دستاورد بزرگ به هر قیمتی ارزشمند است. آنچه رخ داده یک تحول تاریخی و دگرگونکننده در تاریخ معاصر جهان به شمار میرود. چنین شرایطی مسئولیت مذاکرهکنندگان ایرانی را نیز سنگینتر میکند. در واقع اتفاقی که رخ داده یک پدیده استثنایی در تاریخ ملتها و حتی در تاریخ تمدن ایران است.
بازار نفت به شرایط گذشته باز نمی گردد
راغفر در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر آتشبس بر قیمت نفت در بازارهای جهانی گفت: پس از اعلام آتشبس، قیمت نفت آمریکا به حدود ۹۲ دلار در هر بشکه کاهش پیدا کرده است. با این حال به نظر من این کاهش لزوماً به معنای بازگشت بازار به شرایط پیشین نیست.
وی توضیح داد: ظرفیتهای تولیدی بسیاری از کشورهای تولیدکننده نفت در جریان تنشها آسیب دیده است و این کشورها بهسادگی نمیتوانند این ظرفیتها را جبران کنند. بازسازی این توان تولیدی زمانبر خواهد بود و ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد.
این استاد دانشگاه افزود: به همین دلیل تصور نمیکنم قیمت نفت به سادگی به سطح پیش از جنگ میان آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران بازگردد. به نظر من قیمت نفت در سطح نسبتاً بالایی باقی خواهد ماند و این مسئله میتواند یکی از پیامدهای اقتصادی مهم تحولات اخیر باشد.
با تنگه هرمز تحریم های نفتی علیه ایران بی اثر می شود
راغفر تأکید کرد: یکی از نتایج این وضعیت آن است که عملاً تحریم نفتی علیه ایران تا حد زیادی بیاثر میشود. از سوی دیگر، کنترل تنگه هرمز ظرفیتهای جدیدی برای اعمال فشار متقابل در اختیار کشور قرار میدهد. در چنین شرایطی ایران میتواند در برابر کشورهایی که در تحریمها علیه ایران مشارکت داشتهاند، از ابزارهای جدیدی استفاده کند. بهعنوان نمونه، در گذشته برخی کشورها در چارچوب تحریمهای ثانویه اقداماتی علیه ایران انجام دادهاند.
این اقتصاددان ادامه داد: برای مثال، در مقطعی سه نفتکش ایران در چارچوب همین تحریمها توقیف شده بودند. در نهایت برای حل این مسئله، این کشورها مجبور شدند شرایطی را بپذیرند تا امکان خروج منابع انرژی آنها از منطقه فراهم شود. در آینده نیز اگر کشورهایی بخواهند به تحریمهای ثانویه علیه ایران بپیوندند، جمهوری اسلامی ایران میتواند با استفاده از ظرفیت کنترل تنگه هرمز، محدودیتهایی برای صادرات انرژی آنها از خلیج فارس ایجاد کند.
راغفر در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین کنترل تنگه هرمز نهتنها میتواند زمینه رفع تحریمهای اولیه را فراهم کند، بلکه قادر است به کاهش یا حتی پایان دادن به تحریمهای ثانویه نیز کمک کند؛ زیرا کشورهایی که منافع انرژی آنها به این مسیر وابسته است، ناچار خواهند شد در سیاستهای خود تجدیدنظر کنند.