ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۲۷۲۴

آمارهای تکان‌دهنده تخریب بناهای ثبت ملی در تهران

آمارهای تکان‌دهنده تخریب بناهای ثبت ملی در تهران

بر اساس گزارش‌های رسمی که تا امروز منتشر شده، ۶۵ بنای تاریخی و ثبت ملی شده در حملات هوایی به پایتخت دچار آسیب‌دیدگی شده است.

تبلیغات
تبلیغات

جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل، علیه ایران گذشته از خسارات فراوان انسانی و زیرساختی، زخم‌های بزرگ و عمیقی هم بر پیکر هویت فرهنگی و تاریخی ایران زد. تهران که به عنوان کانون اصلی حملات هوایی شناخته می‌شود، تخریب گسترده آثاری را شاهد بود که تعدادی از آن‌ها نه تنها در فهرست آثار ملی، بلکه در زمره میراث جهانی یونسکو هم قرار داشتند.

به گزارش شرق، بر اساس پیش‌بینی و برآوردهای ابتدایی ابعاد این فاجعه فرهنگی بسیار فراتر از تصوراتی بود که در ابتدا داشتیم. این تقابل‌ها خسارت‌هایی میلیاردی به گنجینه‌هایی وارد کرد که با هیچ منطق مالی قابلیت جبران ندارد. 

آمارهای تکان‌دهنده تخریب بناهای ثبت ملی در تهران

بر اساس گزارش‌های رسمی که تا امروز منتشر شده، ۶۵ بنای تاریخی و ثبت ملی شده در حملات هوایی به پایتخت دچار آسیب‌دیدگی شده است. آن‌طور که سخنگوی شهرداری تهران گفته است این تعداد از آثار تاریخی تایید شده است و بر همین اساس از تدوین دستورالعمل‌های ویژه جهت ارزیابی دقیق و مستندنگاری این بناهای با ارزش خبر داده است. 

این خسارات‌ها در شرایطی رخ داده که تعداد بالایی از این بناها به خاطر قدمت و مصالحی که در آن‌ها به کار رفته، در برابر موج‌های سنگین و انفجارهای بزرگ آسیب‌پذیراند. حالا طبق معیارهای حقوقی، کارکردی و تاریخی این بناها در انتظار ارزیابی هستند تا مشخص شود چه اندازه از اصالت آن‌ها در حملات اخیر از دست رفته است. 

بناهای پایتخت تنها سازه‌های تاریخی آسیب‌دیده نیستند. آن‌طور که وزیر گردشگری اعلام کرده در مجموع ۱۴۰ اثر تاریخی در ۲۰ استان کشور دچار خسارت شده‌اند. در این میان سهم تهران ۶۳ اثر، اصفهان ۲۳ اثر و کردستان ۱۲ اثر بوده است و چیزی در حدود ۷.۵ هزار میلیارد تومان برآورد مالی این جنایت تخمین زده شده. این مبلغ نشان دهنده عمق فاجعه در میراث فرهنگی ایران است. 

وضعیت بحرانی بناهای تاریخی سطح یک

این آسیب‌ها بر اساس گفته‌های کارشناسان میراث فرهنگی در چهار سطح دسته‌بندی شده‌اند که از این میان آسیب‌دیدگی‌های درجه یک از دردناک‌ترین بخش‌های گزارش است و شامل بناهایی می‌شود که بسیار نزدیک به محل‌های انفجار و تخریب بوده‌اند. آثاری که در این سطح قرار گرفته‌اند یا به‌کلی از بین رفته‌اند که به معنای از بین رفتن کامل اصالت بناست یا امکان ترمیم یا مرمت در آن وجود ندارد یا قابل تصور نیست. 

در فهرست بناهای آسیب‌دیده در سطح درجه یک، می‌توان به مکان‌های بزرگی چون ساختمان انستیتو پاستور، ساختمان ژاندارمری سابق، دانشگاه جنگ و موزه سابق نگارستان اشاره کرد. همچنین بناهای دیگری از جمله ساختمان شورای نگهبان، دفتر مجلس خبرگان رهبری و کلانتری میدان بهارستان در این دسته قرار گرفته‌اند. همچنین می‌توان به ورزشگاه آزادی و چند بنای معاصر مجاور میدان بهارستان هم اشاره کرد که به خاطر موج‌های انفجار پیاپی، آسیب‌های ساختاری غیرقابل جبرانی دیده‌اند و گفته می‌شود بازسازی آن‌ها با چالش‌های جدی مواجه است. 

آسیب، از قاجار تا دوران معاصر

گزارش‌هایی که مسئولان میراث فرهنگی داده‌اند حکایت از لیست بلندبالای آثار تخریب شده تا نیمه فروردین ۱۴۰۵ دارد. موزه مقدم، ساختمان وزارت دارایی، موزه شهدا و مسجد جامع نارمک اثر استاد حسین لرزاده از جمله این آثار است. این در حالی است که آثار شاخص معماری معاصر ایران مثل کارهای فرامرز شریفی و مسجد دانشگاه صنعتی شریف هم از این حملات در امان نمانده‌اند. 

از سوی دیگر، تخریب‌ها در بافت تاریخی تهران نیز شامل مجموعه‌های وسیعی شده است. به عنوان نمونه کاخ جهانی گلستان که به عنوان میراثی بی‌بدیل شناخته می‌شود یا کاخ سعدآباد، کاخ مرمر و برج آزادی که نمونه آن‌ها در ایران و جهان بی‌سابقه است، تنها بخشی از این فهرست سیاه و بلند هستند. همچنین خانه تاریخی دولو که لوکیشن سریال‌های مشهوری بود، در کنار ساختمان‌های اداری و نظامی با قدمت پهلوی مانند پادگان ۰۶ و ساختمان تیمورتاش، دچار خسارات جدی شده‌اند. از سوی دیگر اماکن مذهبی اقلیت‌ها شامل کلیسای ارتدوکس نیکولای، کلیسای مریم مقدس و کنیسه رفیع‌نیا نیز در میان آثار آسیب‌دیده به چشم می‌خورند که نشان‌دهنده اصابت‌های کور و گسترده در بافت‌های حساس شهری است. 

معمای سپر آبی و چرا ناکارآمد بود

یکی از پرسش‌های جدی و بحث‌برانگیز در محافل کارشناسی، سرنوشت «سپر آبی» است. این سپر که نشان کنوانسیون لاهه برای حفاظت از اموال فرهنگی در زمان جنگ است، بر فراز این بناها قرار داده شد، با این حال سپر آبی هم نتوانست مانع از تخریب یا آسیب به بناهای تحت حفاظتش شود. بسیاری از کارشناسان دلیل اصلی این ناکامی را در زمان‌بندی نامناسب وعدم رعایت پروتکل‌های بین‌المللی دانسته‌اند. به گفته آن‌ها سپر آبی در بسیاری از موارد آنقدر دیر روی آثار تاریخی و نیازمند حفاظت نصب شد که عملا در اوج درگیری‌ها قرار گرفت و کارایی خود را از دست داد. 

البته نباید این موضوع را از ذهن دور نگاه داشت که سپر آبی به‌تنهایی یک محافظ فیزیکی نیست و تنها یک تعهد بین‌المللی است که طرفین درگیری را ملزم می‌کند تا از انجام عملیات نظامی در نزدیکی آن خودداری کنند. در جنگ اخیر اما به دلیل قرار گرفتن برخی از مراکز نظامی و امنیتی در مجاورت این بناها عملا کارکرد حفاظتی سپر آبی از بین رفت. 

متاسفانه تعداد زیاد و قابل توجهی از ابنیه تاریخی تهران در مناطقی قرار گرفته‌اند که در شعاع عملیاتی اهداف نظامی هستند و همین امر باعث شد تا نصب سپر آبی و نشان بین‌المللی هم مانع از رسیدن موج انفجار یا اصابت‌های جانبی نشود و این مکان‌های ارزشمند را به نابودی بکشاند. 

لزوم پیش‌بینی‌های حفاظتی پیش از وقوع حادثه

جنگ و تقابل نظامی اخیر به‌خوبی نشان داد که پیش از این‌ها باید در مورد حفظ و ایمن‌سازی بناهای تاریخی فکر می‌شد. مستندنگاری‌های دقیق و ایجاد لایه‌های محافظتی فیزیکی برای تزئینات معماری و یا انتقال اشیای باارزش موزه‌ها به مخازن امن، از اقداماتی است که باید پیش از این‌ها انجام می‌شد و به ساعت صفر جنگ موکول نمی‌شد. تاخیر در اجرای طرح‌های حفاظتی و وجود نداشتن یک پروتکل برای روزهای بحران که مخصوص بافت‌های تاریخی باشد، موجب شد در زمان حملات، مدیریت شهری و میراث فرهنگی غافلگیر شوند. 

امروز اما، حتی در زمان آتش‌بس تعداد زیادی از بناهای آسیب‌دیده به دلیل نزدیکی به مکان‌های نظامی و امنیتی حتی امکان بازدید و برآورد خسارت ندارند و این محدودیت‌ها یکی از دلایلی است که مرمت را به تعویق انداخته است. 

در واقع این تجربه تلخ تخریب ۷.۵ همتی میراث ملی، درس بزرگی برای آینده است که حفاظت از هویت تاریخی یک ملت، نیازمند تدابیری فراتر از نصب یک نشان ساده بر سردر ساختمان‌هاست و باید در سیاست‌های پدافند غیرعامل، جایگاهی استراتژیک پیدا کند.

 

تبلیغات
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات