خانهای برای درمان دردها
وقتی جنگ زندگی بسیاری از مردم را با اضطراب و دشواریهای اقتصادی همراه کرده، افرادی هستند که بار درد دیگران را کمی سبکتر کنند. اقدام هایی ساده اما معنادار که نه از سر اجبار، بلکه از حس مسئولیت انسانی شکل میگیرند. در میان این روایتها، دکتر شیرین دوستی، فیزیوتراپیست، در روزهای جنگ بیماران خود را بدون دریافت هزینه ویزیت میکرد؛ تصمیمی که برای بسیاری از مراجعه کنندگان فقط یک کمک درمانی نبود، بلکه امید و همراهی در روزهای دشوار را معنی میکرد. در میان این رفت و آمدها، در خانهای قدیمی با حیاطی پر از درخت و حوضی در میان آن، کلینیکی قرار دارد که حال و هوایش با فضای سرد و رسمی بسیاری از مراکز درمانی متفاوت است.
نیلوفر منصوری در روزنامه ایران نوشت: داخل مطب با وسایل قدیمی چیدمان شده؛ از کتابهای قدیمی تا چرخ خیاطی مادربزرگ. اتاقهای کوچک، پیانو، سه تار و حتی گرامافون، فضایی ساختهاند که بیشتر شبیه یک خانه گرم و نوستالژیک است تا یک مرکز درمانی.
کلینیکی شبیه خانه
بیماران یکی پس از دیگری وارد میشوند؛ از جوانانی با دردهای عضلانی تا سالمندانی که به توانبخشی نیاز دارند. در اتاق انتظار، مردی میانسال که برای درمان درد شدید کمر آمده به «ایران» میگوید: «چند هفته بود درد داشتم اما به دلیل شرایط اقتصادی نمیتوانستم برای درمان اقدام کنم. وقتی شنیدم اینجا بیماران را رایگان ویزیت میکنند، واقعاً امیدوار شدم.»
کسانی هم هستند که به دلیل فعالیتهای طولانی یا راهپیمایی دچار دردهای عضلانی شدهاند. گروه دیگری نیز آسیبهای جدیتری دارند. در میان مراجعه کنندگان، ورزشکاری هم حضور دارد که به تازگی جراحی انجام داده و برای فیزیوتراپی پس از عمل مراجعه کرده است. او میگوید: «قبل از عید جراحی کردم و باید فیزیوتراپی انجام میدادم، اما چون بسیاری از مراکز تعطیل بودند، نتوانستم خدمات بگیرم.»
بیمار دیگری که برای درمان آسیب زانو به کلینیک آمده، میگوید: «این اقدام فقط یک کمک مالی نیست. در چنین روزهایی همین که میبینیم هنوز آدمهایی هستند که به فکر دیگرانند، خودش خیلی ارزشمند است.»
کلینیک در این روزها از ساعت 11 صبح تا حدود 7 شب فعال است و تقریباً همیشه پر از مراجعه کننده است. روزانه حدود 20 تا 24 بیمار برای دریافت خدمات میآیند؛ زن و مرد تقریباً به یک اندازه و با طیف سنی متفاوت، از جوان 17 ساله تا سالمند 94 ساله. گاهی حتی به دلیل پر بودن نوبتها، شماره برخی بیماران ثبت میشود تا در اولین زمان خالی با آنها تماس گرفته شود.
همدلی در روزهای بحران
دکتر شیرین دوستی، فیزیوتراپیست و مدیر این مرکز، با بیان اینکه تصمیم ارائه خدمات رایگان را پس از مشاهده شرایط جنگی و فشار اقتصادی بر بیماران گرفته است، به «ایران» میگوید: «در چنین شرایطی هزینه درمان معمولاً به آخرین اولویت زندگی تبدیل میشود. ممکن است کسی پول محدودی داشته باشد اما ترجیح بدهد آن را برای نیازهای اولیه زندگی خرج کند. طبیعی هم هست؛ وقتی شرایط بحرانی میشود، درمان معمولاً به تعویق میافتد.»
همین موضوع باعث شد به نقش حرفهای خود در چنین شرایطی بیشتر فکر کند: «با خودم گفتم اگر کاری از دستم برمی آید، همان را انجام بدهم. برای مردمی که در این شرایط زندگی میکنند و برای جامعهای که به هر حال به آن تعلق داریم.»
به گفته او، فیزیوتراپی یکی از درمانهایی است که بسیاری از بیماران به آن نیاز دارند اما اغلب آن را به تعویق میاندازند؛ تعویقی که گاهی باعث مزمن شدن درد و مشکلات حرکتی میشود. دوستی میگوید: «بعضی از بیماران با درد شدید گردن، کمر یا آسیبهای مفصلی مراجعه میکنند. در شرایط عادی هم این مشکلات آزاردهنده است، چه برسد به زمانی که استرس و فشار روانی ناشی از جنگ هم به آن اضافه شود.»
او با بیان اینکه تصمیم برای ارائه خدمات رایگان بیشتر از هر چیز از یک حس مسئولیت انسانی شکل گرفته است، میگوید: «گاهی لازم است هر کسی به اندازه توان خودش قدمی بردارد. شاید کار بزرگی نباشد، اما مهم این است که بعداً از خودمان نپرسیم در آن روزها چرا فقط تماشاگر بودیم.»
به گفته او، زمانی که تصمیم خود را اعلام کرد هنوز حتی بیماری به مطب مراجعه نکرده بود. فقط با نصب یک اعلامیه، ارائه خدمات رایگان را اطلاعرسانی کرد: «همان شب که به خانه رسیدم، تلفنم مدام زنگ میخورد. نزدیک به 500 تماس و پیام دریافت کردم که بیشترشان فقط برای تشکر بود.» برخی از این پیامها از شهرهای دور ارسال شده بود؛ افرادی که او را نمیشناختند اما از دیدن این اقدام احساس نزدیکی کرده بودند. دوستی میگوید: «لازم نیست کسی را بشناسید یا قبلاً کاری برای هم کرده باشید. همین که احساس میکنید دل چند نفر گرم شده، خیلی ارزشمند است.»
او معتقد است: «تأثیرگذاری همیشه به کارهای بزرگ وابسته نیست. لازم نیست کارهای عجیب انجام بدهیم. گاهی یک حرکت کوچک میتواند باعث شود چند نفر دلگرم شوند یا احساس خستگی شان کمتر شود. همین حس همدلی و اتحاد خیلی ارزشمند است.»
با وجود استقبال مراجعه کنندگان، اداره کلینیک در این روزها برای او چندان ساده نیست: «این روزها در کلینیک تنها هستم و نیروی خدماتی ندارم. بیشتر کارها را خودم انجام میدهم.» با این حال، اتفاق جالبی در فضای کلینیک رخ داده است؛ بیماران خودشان در کارهای ساده به کمک میآیند. او میگوید: «کسانی که میآیند، خودشان کمک میکنند. مثلاً اگر زنگ در بخورد یکی در را باز میکند یا بیمار دیگری چای میگذارد. به نوعی خودشان با هم فضا را مدیریت میکنند.»
دوستی این همدلی را یکی از زیباترین اتفاقات این روزها میداند؛ فضایی که در آن بیماران و درمانگر کنار هم تلاش میکنند تا کارها پیش برود.
لحظههایی که فراموش نمیشود
در میان روزهای شلوغ کلینیک، لحظاتی هم برای او بسیار تأثیرگذار بوده است. یکی از این لحظات زمانی بود که در میدان تجریش چند سرباز او را شناختند و به او سلام نظامی دادند. دوستی میگوید: «واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم. اصلاً انتظار چنین واکنشی را نداشتم.» اما شاید تأثیرگذارترین لحظه برای او تماس تلفنی مردی از مشهد بوده است: «آقایی تماس گرفت و گفت میخواهم از شما تشکر کنم. بعد گفت از این به بعد هر بار که برای زیارت به حرم امام رضا(ع) بروم، نایب الزیاره شما هم می شوم. این جمله آنقدر تأثیرگذار بود که هیچوقت آن را فراموش نخواهم کرد.»
او در توضیح مفهوم مسئولیت اجتماعی در حرفه پزشکی میگوید: «این مسئولیت به کارهایی گفته میشود که فراتر از قانون انجام میشوند. اگر کسی کاری را فقط به این دلیل انجام دهد که قانون او را مجبور کرده، آن کار ارزش اخلاقی ندارد. اخلاق زمانی معنا پیدا میکند که انسان بدون اجبار و بدون انتظار پاداش تصمیم بگیرد به دیگران کمک کند.»
دوستی با بیان اینکه قصد دارد پس از پایان جنگ نیز به افرادی که واقعاً توان مالی ندارند کمک کند، میگوید: «ممکن است از طریق شبکههای اجتماعی یا وبسایت کلینیک اعلام کنم که آماده ارائه خدمات به کسانی هستم که به دلیل نداشتن هزینه یا بیمه نمیتوانند درمان خود را پیگیری کنند. اگر بتوانم حتی برای تعداد محدودی از افراد این امکان را فراهم کنم، احساس میکنم کار درستی انجام داده ام.»
بــــرش
مسیر حرفه ای
شیرین دوستی حدود 15سال است در حوزه فیزیوتراپی فعالیت میکند. دوستی کارشناسی این رشته را در دانشگاه شهید بهشتی گذرانده و برای ادامه تحصیل به استانبول رفته است؛ جایی که دورههای کارشناسی ارشد و دکترای خود را نیز در همان رشته به پایان رسانده و بخش عمده زندگی و فعالیت حرفه ایاش را در آنجا سپری کرده است. او در این سالها در دورههای آموزشی مختلفی در کشورهای گوناگون نیز شرکت کرده است. با آغاز جنگ 12 روزه، او تصمیم گرفت بخشی از فعالیت حرفهای خود را در ایران ادامه دهد و به صورت دورهای میان ایران و استانبول رفت و آمد داشته باشد. اما درست در همان روزها، در حالی که بلیت سفر به استانبول را در دست داشت، با لغو پروازها، برنامه هایش تغییر کرد و ترجیح داد در ایران بماند. اکنون حدود 7 هفته از اقامت او در ایران میگذرد.