داستان دادسرای سقز گفت: فردی که متهم به اغفال یک نفر و تجاوز به وی بود توسط ماموران فرماندهی انتظامی شهرستان دستگیر شد.
۷۳۹ مطلب
داستان دادسرای سقز گفت: فردی که متهم به اغفال یک نفر و تجاوز به وی بود توسط ماموران فرماندهی انتظامی شهرستان دستگیر شد.
چند شب همسرم نیمهشب هذیان میگفت. او خیلی عصبی بود، گریه میکرد و میگفت: شهاب خجالت بکش. شهاب میکشمت. یکبار زیبا را بیدار کردم، اما هرچه پیگیر شدم چیزی نگفت. هربار شهاب به خانه ما میآمد، همسرم از منزل بیرون میرفت. بالاخره از همسرم پرسیدم شهاب به تو تعرض کرده؟ انکار کرد. گفتم من شهاب را میکشم. وقتی این حرف را زدم، زنم گفت: من بارها به تو گفتم که شهاب آدم درستی نیست. با این کارها پای من را وسط نکش. همین چیزها هم باعث شد زنم از من جدا شود.
پلیس نیجریه موفق شد از داخل ساختمانی در شهر کادونا در شمال این کشور ۳۰۰ نفر را که محبوس شده و شکنجه شده بودند، نجات دهد. به گفته پلیس همه آزادشدگان مرد و پسر هستند. به گفته رئیس پلیس این ساختمان یک "خانه شکنجه" بوده و در آن بردهداری صورت میگرفته است. کسانی که در این خانه بودهاند همگی اهل نیجریه نیستند و تحت شکنجه جسمی و آزار جنسی قرار داشته و گرسنگی میکشیدند و برخی از آنها سالها امکان ترک خانه را نداشتند. هنوز مشخص نشده که چطور این افراد سر از این خانه درآوردهاند. برخی از بچهها…
با جاماندن کارت ویزیت در خانه باغی که محل جنایت سیاه پنج مرد افغانستانی بود سرنخ مهمی برای دستگیری متهمان به دست پلیس افتاد.
وقتی از پشت مورد حمله قرار گرفتم، از شدت ترس از هوش رفتم و وقتی بههوش آمدم مرد جوانی را دیدم که مرا آزار جنسی داد. پس از آن، یکبار دیگر از هوش رفتم و وقتی بههوش آمدم متوجه شدم او نقشه شوم خود را عملی کرده است. بعد از آن، برای دستگیری او شکایت کردم.
من از سالها پیش با مهسا دوست بودم و با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. اما او با رفتارهایش باعث شد بین من و شوهرم اختلاف پیش بیاید. اختلافهای من و شوهرم شدت گرفته و زندگی ام در آستانه فروپاشی بود. به همین دلیل از پیام خواستم تا برایش مزاحمت ایجاد کند، ولی هرگز به او نگفته بودم تا او را آزار بدهد.
۴ متجاوز که در اقدام گروهی به پسر ۱۶ ساله تهرانی تعرض کرده بودند، دستگیر شدهاند و به زودی محاکمه خواهند شد.
من در تلگرام با عکس و هویت جعلی با شاکی آشنا شدم و او را فریب دادم و نقشهام را اجرا کردم. طعمههایم را از بین نوجوانان کمسنوسال در فضای مجازی انتخاب میکردم و با آنان دوست میشدم و با جلب اعتماد، آنان را به ساختمانی میبردم و مورد آزار و اذیت قرار میدادم.
حدود دوسال پیش بود که پدر این دختر با مراجعه به اداره پلیس از ناپدید شدن دختر ۳۰ سالهاش به نام افسانه خبر داد. در حالی که تلاش برای یافتن دختر ادامه داشت یک روز بعد افسانه به خانه بازگشت و راز تعرض مرد غریبه را برای خانوادهاش فاش کرد.
شاکیان توضیح دادند چون شیشههای ماشین دودی بوده، هرچه فریاد زدند و کمک خواستند کسی متوجه نشده و راننده پس از آزار و اذیت، آنها را در کنار اتوبان رها کرده است. شاکیان شماره پلاک خودرو را برداشته بودند، اما گفتند چون هوا تاریک بوده، متوجه رنگ و نوع خودرو و اینکه نوکمدادی یا مشکی و پژو پارس یا 405 بوده، نشدهاند.