متهم گفت: یکی از شاگردانم پیرمرد را از کافه رستوران خارج کرده و او را به دره برد. پشت سر آنها من به سمت دره رفتم و از پیرمرد خواستم که دیگر به کافه رستورانم نیاید، اما او باز هم شروع به فحاشی کرد و من که از دستش عصبانی شده بودم سنگی برداشتم و به سرش زدم.