آتشبس نه فقط یک انتخاب نظامی، بلکه یک ضرورت سیاسی بود. به بیان دیگر، واشنگتن در برابر این دوگانه قرار گرفت: ادامه جنگ با هزینههای فزاینده، یا پذیرش آتشبس با هزینههای کمتر. انتخاب نهایی، نشاندهنده وزن بیشتر متغیرهای داخلی در تصمیمگیری نهایی بود.
آنچه بیش از هر چیز در این جنگ به چشم میآید، ناتوانی طرفین در تبدیل برتریهای نسبی به یک دستاورد قطعی است. این وضعیت، معمولاً به طولانی شدن بحران و فرسایشی شدن آن منجر میشود. در چنین شرایطی، هنر سیاست خارجی آن است که بتواند از دل فشارها و تهدیدها، فرصتی برای مذاکره و کاهش تنش ایجاد کند. اگر این فرصت بهدرستی مدیریت نشود، جنگ میتواند به یک وضعیت مزمن تبدیل شود که نهتنها منطقه، بلکه کل نظام بینالملل را تحت تأثیر قرار دهد.بر این اساس، چشمانداز کوتاهمدت را باید در تداوم وضعیت فعلی، همراه با…
امتیازاتی که میتوانیم در همین سی و چند روزی که از جنگ گذشته از آمریکا بگیریم بعد از دو یا سه ماه نیز، همین خواهد بود. به این معنی که طولانی شدن جنگ سودی نخواهد داشت.
آمریکاییها به دنبال این هستند که وجههای از این جنگ برای خود تهیه کنند و در نتیجه به تهدید یا حتی عملی کردن تهدید خود درباره زیرساختها قدرت نمایی کنند. ترامپ تصور میکند با حمله به زیرساختهای ایران، میتواند مشکلات اساسی خود را به حاشیه ببرد. این در حالیست که به محض حمله به زیرساختهای برق ایران، ایران اقدامی متقابل در منطقه انجام میدهد.
پدافند هوایی منطقه غرب کشور اعلام کرد: شب گذشته نیروهای پدافند هوایی منطقه غرب ارتش در جاده گلتپه به بیجار موفق شدند یک فروند موشک کروز AGM/58_B اسرائیل را با آتش سامانههای پدافندی سرنگون کنند.
در روز دوشنبه ۱۷ فروردین، این اشخاص با برنامهریزی قبلی اقدام به تماس تلفنی، عکسبرداری و فیلمبرداری از مراکز حساس نظامی و انتظامی کرده و به شبکههای معاند ارسال میکردند.