ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۳۵۶۴

حضور محتاطانه چین در روند آتش‌بس ایران و آمریکا

نقش چین در کاهش تنش میان ایران و آمریکا چیست؟

نقش چین در کاهش تنش میان ایران و آمریکا چیست؟

چین در بحران ایران و آمریکا رویکردی محتاطانه و غیرمتعهدانه در پیش گرفته و از ورود عمیق یا پذیرش مسئولیت مستقیم پرهیز می‌کند. پکن با وجود نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ و وابستگی به انرژی خلیج فارس، توان یا اراده کافی برای فشار بر ایران ندارد. در عین حال، از فرصت‌های ژئوپلیتیکی برای تقویت نفوذ جهانی خود استفاده می‌کند. این سیاست دوگانه میان عدم مداخله، حفظ منافع اقتصادی و افزایش نقش دیپلماتیک است.

تبلیغات
تبلیغات

فرارو– دیوید پیرسون، خبرنگار بخش بین الملل روزنامه نیویورک تایمز

به گزارش فرارو به نقل از روزنامه نیویورک تایمز، با تلاش برای محاصره دریایی بنادر ایران از سوی ایالات متحده، فشارهای دیپلماتیک و سیاسی بر پکن برای وادار کردن تهران به پذیرش شروطی که بتواند به جنگ و بحران جهانی انرژی پایان دهد، به‌طور محسوسی افزایش یافته است. با این حال، در عمل به نظر می‌رسد توانایی واقعی چین برای اثرگذاری بر ایران محدود است یا دست‌کم اراده کافی برای اعمال چنین فشاری وجود ندارد؛ به‌ویژه در شرایطی که پکن نمی‌خواهد شریک مهم خود در خاورمیانه را در موقعیتی دشوار قرار دهد.

در همین هفته، همزمان با سفر هیئتی از رهبران از جمله ولیعهد ابوظبی و نخست‌وزیر اسپانیا به پکن، پرسش درباره نقش احتمالی چین به محور غیررسمی اما اجتناب‌ناپذیر گفت‌وگوها تبدیل شد. در این دیدارها، شی جین‌پینگ، رهبر چین، ضمن محکوم کردن آنچه «نقض قوانین بین‌المللی و بازگشت به قانون جنگل» خواند از ابتکار موسوم به «راه‌حل چینی» رونمایی کرد؛ طرحی چهارماده‌ای که به‌عنوان چارچوب پیشنهادی پکن برای کاهش تنش و مدیریت بحران ارائه شد.

احتیاط راهبردی پکن و پرهیز از ورود عمیق به بحران ایران و آمریکا

با این حال، این طرح در عمل چیزی فراتر از یک فراخوان کلی برای احترام به اصول حاکمیت و قواعد حقوق بین‌الملل ارائه نمی‌دهد. از همین منظر، می‌توان آن را نشانه‌ای از رویکرد محتاطانه چین دانست؛ رویکردی که نشان می‌دهد پکن حتی با وجود نگرانی فزاینده نسبت به پیامدهای جنگ بر اقتصاد جهانی، از ورود عمیق به بحران اجتناب می‌کند.

این احتیاط در دو سطح قابل مشاهده است: نخست، در پاسخ‌های غیرمتعهدانه چین به درخواست‌های تهران برای دریافت تضمین‌های امنیتی؛ و دوم، در خودداری پکن از استفاده از نفوذ اقتصادی گسترده‌اش به‌عنوان بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران برای وادار کردن تهران به پذیرش خواسته‌های ایالات متحده.

در همین زمینه، دینگ لونگ، استاد مؤسسه مطالعات خاورمیانه در دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای، معتقد است انتظار از چین برای اعمال فشار بر ایران ناشی از «برداشت نادرست از سیاست خارجی و موضع پکن» است. به گفته او، «کمک به ایالات متحده یا اسرائیل در دستور کار چین قرار ندارد، زیرا پکن از همان آغاز با این جنگ مخالف بوده است.»

چین میان اصل عدم مداخله و تلاش برای تعریف نقش جهانی مستقل

چین، که همواره بر اصل عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها تأکید کرده است، در عمل تلاش دارد خود را به‌عنوان یک قدرت جهانی با قواعد و منطق خاص خود معرفی کند. برخلاف ایالات متحده که بخش مهمی از نفوذ خود را از طریق شبکه‌ای از اتحادهای دفاعی تثبیت کرده، چین تنها یک متحد رسمی پیمانی دارد: کره شمالی.

در همین چارچوب، به نظر می‌رسد رهبران پکن تمایل اندکی به پذیرش تعهدات امنیتی گسترده یا ورود به درگیری‌هایی دارند که می‌تواند آن‌ها را درگیر جنگ‌های پرهزینه و فرسایشی کند و در نهایت موقعیت راهبردی چین را تضعیف نماید. برخی تحلیلگران معتقدند پکن، مداخلات ایالات متحده در خاورمیانه را بیشتر به‌عنوان یکی از عوامل فرسایش قدرت آمریکا تفسیر می‌کند و تمایلی به تکرار چنین الگوهایی ندارد.

پاتریشیا کیم، پژوهشگر ارشد مرکز چین در مؤسسه بروکینگز، در این‌باره می‌گوید چین می‌خواهد در جایگاه یک رهبر جهانی دیده شود، اما نه از مسیر اتحادهای نظامی یا تعهدات امنیتی مشابه آمریکا. با این حال، جنگ ایران برای چین نیز بدون هزینه نیست. ادامه درگیری در ایران می‌تواند پیامدهای اقتصادی قابل توجهی برای پکن به همراه داشته باشد. تنگه هرمز، به‌عنوان یکی از مسیرهای حیاتی انتقال انرژی و کالا، نقش کلیدی در تأمین انرژی چین دارد؛ به‌طوری که حدود یک‌سوم واردات نفت خام این کشور از منطقه خلیج فارس تأمین می‌شود.

یون سان، پژوهشگر مؤسسه استیمسون در واشنگتن معتقد است: در شرایطی که اقتصاد چین به‌شدت به صادرات وابسته است، افزایش قیمت انرژی می‌تواند به کاهش تقاضا برای کالاهای چینی در بازارهای جهانی منجر شود.  با اشاره به ذخایر استراتژیک نفت چین که پیش از آغاز جنگ انباشته شده‌اند، تأکید می‌کند که این ذخایر محدود هستند و نمی‌توانند برای مدت طولانی پاسخ‌گوی نیازهای اقتصادی کشور باشند. او می‌گوید: «چین از بی‌ثباتی استقبال نمی‌کند. آن‌ها جنگی را که عملاً بالای سرشان در جریان است دوست ندارند.»

با این حال، از برخی جهات این جنگ می‌تواند برای پکن نیز مزایایی به همراه داشته باشد. در شرایطی که ایالات متحده درگیر جنگ در خاورمیانه است، تمرکز آن از منطقه هند و اقیانوس آرام و در نتیجه از مهار چین یا مدیریت تهدیدهای مرتبط با تایوان تا حدی منحرف می‌شود؛ موضوعی که از منظر راهبردی برای پکن اهمیت دارد. در همین حال، چین توانسته از واکنش‌های نظامی و سیاسی آمریکا در خاورمیانه برای تقویت روایت خود بهره‌برداری کند؛ روایتی که در آن، پکن خود را در جایگاه یک قدرت مسئول، صلح‌طلب و حامی ثبات بین‌المللی معرفی می‌کند.

از سوی دیگر، این وضعیت موجب شده برخی کشورها که از سیاست‌های دونالد ترامپ ناامید شده‌اند، به سمت چین به‌عنوان شریکی باثبات‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر گرایش پیدا کنند؛ روندی که می‌تواند به تقویت نفوذ جهانی پکن کمک کند. شین چیانگ، کارشناس روابط آمریکا و چین در دانشگاه فودان شانگهای، در این باره می‌گوید این وضعیت را می‌توان ترکیبی از پیامدهای مثبت و منفی برای چین دانست: «فکر می‌کنم این وضعیت ۵۰ درصد خوب و ۵۰ درصد بد است.» او توضیح می‌دهد که هرچند افزایش قیمت انرژی به اقتصاد چین آسیب وارد می‌کند، اما همزمان نارضایتی برخی کشورها از واشنگتن باعث می‌شود آن‌ها روابط خود را با پکن تقویت کنند؛ امری که در نهایت به گسترش نفوذ جهانی چین منجر می‌شود.

دیپلماسی محتاطانه چین و پرهیز از پذیرش مسئولیت در بحران خاورمیانه

چین در این مرحله تمایلی ندارد در صورت شکست احتمالی مذاکرات صلح، مسئولیت مستقیم یا نقش پررنگی به نام خود ثبت شود. هنگامی که مقام‌های ایرانی از نقش چین در تسهیل توافق آتش‌بس اخیر تمجید کردند، پکن نه این ادعا را تأیید کرد و نه آن را رد نمود. سخنگوی وزارت خارجه چین تنها به این موضع کلی بسنده کرد که پکن «به‌طور فعال در تلاش است» تا به بحران پایان دهد؛ عبارتی حساب‌شده که بدون پذیرش مسئولیت مشخص، نوعی حضور دیپلماتیک غیرمستقیم را القا می‌کند.

به باور برخی تحلیلگران، این نوع موضع‌گیری محتاطانه نشان می‌دهد که چین، با در نظر گرفتن احتمال شکست آتش‌بس، نقش خود را در حدی محدود و غیرمستقیم نگه داشته و صرفاً بر تشویق طرف‌ها به بازگشت به میز مذاکره تمرکز کرده است. در همین زمینه، دکتر سان نیز این احتمال را مطرح می‌کند که ایران ممکن است نقش چین را در روند آتش‌بس تا حدی برجسته‌تر جلوه دهد؛ اقدامی که می‌تواند با هدف افزایش فشار بر پکن برای پذیرش تعهدات بیشتر در هرگونه توافق احتمالی با ایالات متحده صورت گرفته باشد.

سارا بران، مدیر پیشین امور چین و تایوان در شورای امنیت ملی دولت جو بایدن، در این‌باره گفت: «فکر می‌کنم بسیار بعید است که چین نقش فعالی در این تلاش میانجی‌گرانه داشته باشد. سطح ریسک‌ها بالاست و پکن نگران آن است که در صورت شکست روند، مقصر شناخته شود.» چین در سطح رسمی بر این اصل تأکید می‌کند که هر کشور حق دارد بدون مداخله خارجی امور داخلی خود را مدیریت کند و خود را به‌عنوان قدرتی معرفی می‌کند که از سیاست «قلدری» در روابط بین‌الملل پرهیز می‌کند.

با این حال، منتقدان یادآور می‌شوند که در مواردی که پای منافع حیاتی چین در میان بوده از جمله در موضوع تایوان و اختلافات در دریای چین جنوبی پکن از ابزارهایی مانند محدودیت‌های تجاری، اعمال تعرفه‌ها و حتی استفاده از ظرفیت‌های نظامی و گارد ساحلی برای اعمال فشار بر دیگر کشورها بهره گرفته است. در عین حال، برخی تحلیلگران تأکید می‌کنند که چین همچنان از نظر توانایی نظامی و ظرفیت اعمال قدرت سخت، در موقعیتی قرار ندارد که بتواند اراده خود را به‌صورت کامل و مستقیم بر سایر بازیگران تحمیل کند.

محدودیت‌های عملیاتی چین در بحران خاورمیانه و نقش غیرمستقیم پکن

بخشی از تمایل محدود چین برای ورود عمیق‌تر به بحران خاورمیانه به مسئله توانمندی‌های عملیاتی این کشور بازمی‌گردد. برخلاف ایالات متحده، ارتش در حال گسترش چین فاقد شبکه گسترده‌ای از پایگاه‌های نظامی خارجی است، هرچند نیروی دریایی این کشور از سال ۲۰۰۸ واحدهایی را در قالب مأموریت‌های ضد دزدی دریایی در خلیج عدن مستقر کرده است.

با این حال، این ظرفیت تاکنون برای حفاظت مستقیم از کشتی‌های تجاری چین به کار گرفته نشده است؛ اقدامی که به گفته کارشناسان تنها در صورت وقوع حملات مستقیم به منافع دریایی چین می‌تواند محتمل باشد. دکتر شین از دانشگاه فودان در این‌باره می‌گوید: «چین قطعاً می‌تواند نقش ایفا کند، اما این نقش محدود خواهد ماند.» به گفته او، اگر ایران به تضمین‌های امنیتی نیاز داشته باشد، پکن توان ارائه چنین تعهداتی را ندارد. او همچنین تأکید می‌کند که در سناریویی که ایالات متحده خواستار کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای ایران باشد، چین ابزار یا ظرفیت لازم برای وادار کردن تهران به پذیرش چنین شرطی را در اختیار ندارد.

در حالی که پکن تمایل دارد به سمت کاهش تنش و پیشبرد روند صلح حرکت کند، اما در عمل با مجموعه‌ای از اولویت‌های متعارض و محدودکننده روبه‌رو است. چین باید هم‌زمان پیامدهای اقتصادی بحران انرژی را مدیریت کند، روابط خود با ایالات متحده را در آستانه نشست احتمالی میان شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ بازتعریف نماید و در عین حال توازن حساس روابط خود را با ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس  را حفظ کند.

با کاهش احتمال یک پیروزی سریع برای ایالات متحده و اسرائیل در برابر ایران، محاسبات راهبردی پکن نیز دستخوش تغییر شده است. دکتر سان در این‌باره می‌گوید: «اگر آمریکا ظرف یک یا دو هفته به پیروزی می‌رسید، چینی‌ها احتمالاً با آن همراهی می‌کردند.» به گفته او، در شرایط کنونی راهبرد چین بیشتر بر دستیابی سریع به آتش‌بس متمرکز شده است؛ هم‌زمان با تلاش برای «حداکثرسازی نقش، هرچند غیرمستقیم، در روند میانجی‌گری» تا بتواند در نهایت از این بحران برای افزایش اعتبار و وزن دیپلماتیک خود در سطح بین‌المللی بهره‌برداری کند.

تبلیغات
نویسنده : دیوید پیرسون
تبلیغات
ارسال نظرات
تبلیغات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات
تبلیغات متنی
تبلیغات