ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۱۱۵۴

فرشتگانِ چهارپا در برزخِ جنگ/ سربازان بی‌مدالِ خاکستر

فرشتگانِ چهارپا در برزخِ جنگ/ سربازان بی‌مدالِ خاکستر

سگ‌های زنده‌یاب قهرمانانِ بی‌مدالِ این روزهای نبردند. آن‌ها زبان ندارند تا از هراسِ صدای انفجار بگویند، اما لرزش اندامشان وقتی با جسد بی‌جان کودکی روبرو می‌شوند، گویاتر از هر فریادی است.

این روزها وقتی صدای مهیب انفجار فرو می‌نشیند، تازه هولناک‌ترین سکوت جهان آغاز می‌شود؛ سکوت زیر آوار، آنجا که زمان در میان خروارها سیمان و آهن ایستاده و انسانی، با نفسی لرزان، به شمارش معکوس مرگ نشسته است، در این لحظاتِ سیاه که حتی تکنولوژی‌های روز دنیا هم در برابر حجم ویرانی کم می‌آورند، این «اوست» است که می‌آید؛ با چهار دست و پا، با قلبی که تندتر از ما می‌تپد و با وفاداریِ عجیبی که بوی بهشت می‌دهد. 

به گزارش ایرنا، او نه بمب را می‌شناسد، نه سیاست را و نه می‌داند چرا سقف‌ها باید بر سرِ گهواره‌ها خراب شوند. او فقط می‌داند که باید بجوید. پنجه‌هایش روی شیشه‌های شکسته می‌لغزد، سنگ‌های تیز پوستِ ظریف دست‌هایش را می‌درند و خون گرمش با خاک سردِ ویرانه‌ها آمیخته می‌شود، اما او متوقف نمی‌شود. او «لادو» است، او «هیرو» است؛ او همان جانِ فداکاری است که پوزه‌اش را به منافذ تاریک مرگ می‌چسباند تا شاید ذره‌ای از بویِ آشنایِ حیات را استشمام کند. 

تصویر سگی که ساعت‌ها میان غبارِ غلیظ، ریه‌هایش را از خاک پر کرده و حالا با چشمانی سرخ و ناتوان، زیر سرم امدادی افتاده، نماد مظلومیتِ این جنگ است. او نمی‌تواند بگوید که چقدر خسته است، نمی‌تواند بگوید که تماشای پیکر بی‌جانِ کودکی که شب پیش بازی کرده، چگونه روح حیوانی‌اش را خراشیده است. او فقط می‌لرزد؛ نه از ترس، که از اندوه نیافتن، از اندوه دیر رسیدن. 

بوی زندگی در آغوش ویرانی

در میانه این گزارش، باید مکث کرد و به آن لحظه‌ی باشکوه و دردناک نگریست؛ لحظه‌ای که سگ، ناگهان بر جای خود می‌ایستد، گوش‌هایش تیز می‌شود و با تمام توان، خاک را چنگ می‌زند. آن پارس بلند، زیباترین موسیقی جهان در گوش مادری است که فرزندش را گم کرده است. آنجا، در تاریکی مطلق زیرزمین، زنی که دیگر نای فریاد زدن ندارد، بوی گرم نفس‌های یک سگ را حس می‌کند. این اولین تماس با زندگی پس از ساعت‌ها دفن شدن در گورِ زنده است. 

آن سگ، با آن چشمانِ پراز التماس، به ما می‌فهماند که زندگی چقدر ارزشمند است. او جانش را به خطر می‌اندازد، ریه‌هایش را فدای غبار می‌کند و پنجه‌هایش را به تیغِ تیرآهن‌ها می‌سپارد، تا فقط یک نفر بیشتر نفس بکشد. 

سربازان بی‌مدال

تراژدی آنجاست که این حیوانات نجیب، خود قربانی می‌شوند. در یکی از عملیات‌های نفس‌گیر اخیر، یکی از این سگ‌های قهرمان آنقدر میان دود و آوار دوید، آنقدر غبارِ سمی تنفس کرد و آنقدر زیر تیغِ آفتاب و سرمای ترس، به دنبال رد بوی گم‌شدگان گشت که ناگهان قلبش به شماره افتاد. 

تصویرِ آن سگِ زنده‌یاب که با بدنی لرزان، روی زمین افتاده و لوله‌ی باریکِ سرم به دستش وصل شده، اشکِ سخت‌جان‌ترین امدادگران را هم درآورد. او در سکوت، با نگاهی که انگار معذرت می‌خواست که دیگر نای ایستادن ندارد، به مربی‌اش خیره شده بود. 

این قهرمانان، زبانِ شکایت ندارند. آن‌ها وقتی از عملیات بازمی‌گردند، نه گلوله‌ای در دست دارند و نه افتخاری برای خود می‌خواهند. آن‌ها فقط به دست‌های مربی‌شان خیره می‌شوند، با بدنی که از کوفتگی و جراحت سیاه شده، و تنها تسکین‌شان نوازشی است که بوی تشکر بدهد. 

این روزها که جنگ، چهره زشت خود را به رخ می‌کشد، سگ‌های زنده‌یاب به همراه تیم امدادی (آنست)، مانیفست زنده انسانیت هستند و آن‌ها به ما یادآوری می‌کنند که حتی در میان آوارها، حتی وقتی دنیا بوی مرگ می‌دهد، می‌توان با بوییدن، با جستجو کردن و با عشق ورزیدن، «امید» را از زیر سنگ‌ها بیرون کشید. 

وقتی به چشمان خسته این سگ‌ها نگاه می‌کنی، گویی تمام رنج بشریت را در سواد نگاهشان می‌بینی. آن‌ها برای ما می‌جنگند، برای ما مصدوم می‌شوند و در سکوتی غمناک، بوی زندگی را در میان تله‌های مرگ پیدا می‌کنند. آن‌ها فرشتگان بی‌آزاری هستند که در جهنم جنگ، بهشت نجات را برایمان جستجو می‌کنند. 

مرثیه‌ای برای «ایگرا» در محله معراج

هوا سنگین است؛ ترکیبی از بوی باروت، گچِ خیس خورده و نانِ سوخته‌ای که روی سفره خیابان معراج جا مانده است. دیوارها فرو ریخته‌اند و سکوتی مرگبار، تنِ زخمی اصفهان را در آغوش کشیده. در این میان، ناگهان صدای له شدن بتن زیر دست و پا شنیده می‌شود. اما این‌ها پوتین‌های یک سرباز نیست؛ این پنجه‌های لرزان و خونین «ایگرا» ست که با چشمانی لبریز از اضطراب، میان حفره‌های تاریک می‌خزد. او نمی‌داند سیاست چیست، او فقط می‌داند که زیر این تنِ سردِ زمین، قلبی به امیدِ او می‌تپد. 

راویانِ خاموشِ تراژدی

سگ‌های زنده‌یاب قهرمانانِ بی‌مدالِ این روزهای نبردند. آن‌ها زبان ندارند تا از هراسِ صدای انفجار بگویند، اما لرزش اندامشان وقتی با جسد بی‌جان کودکی روبرو می‌شوند، گویاتر از هر فریادی است. آن‌ها در محله «هفتون» اصفهان، میان ویرانه‌های محله «۲۵ آبان» و در سکوتِ هولناک خیابان «شیخ صدوق»، مرز میان ناامیدی و معجزه شدند. 

آن لحظه را به یاد بیاورید؛ همان ثانیه‌ای که در محله هفتون، همه از زنده ماندنِ ساکنان قطع امید کرده بودند «هیرو» و «ایگرا» بودند که با پارس‌های ممتد و چنگ زدن به تلی از خاک، امدادگران را متقاعد کردند و که «امید هنوز نفس می‌کشد. 

«هیرو» آنقدر زمین را کند تا بوی زندگی، پیروزِ میدانِ خاکستر شد. اما کسی ندید که پس از پایان عملیات، هیرو چگونه در گوشه‌ای کز کرد و با چشمانی غم‌زده به ویرانه‌ها خیره شد؛ گویی او سنگینی آواری که بر سر انسان‌ها خراب شده بود را بیش از ما حس می‌کرد. 

او جانش را به خطر انداخت تا مادری به پیکر فرزندش برسد، تا پدری از زیر آوارِ خیابان معراج به آغوش خانواده بازگردد. او «سربازِ بی‌سنگر» است که مزدش نه حقوق است و نه ترفیع؛ مزد او فقط یک نوازشِ گرم است بر سرِ پر از غبارش. 

فرشتگانِ چهارپا در برزخِ جنگ

ما انسان‌ها شاید هرگز درک نکنیم در ذهنِ «لادو» وقتی میان اجسادِ مطهر می‌گردد چه می‌گذرد. او بوی خون را می‌شناسد، او بوی ترس را حس می‌کند. آن‌ها در حوادث و در کوچه‌پس‌کوچه‌های ویران‌شده اصفهان، فرشته‌های نجاتی بودند که به جای بال، پنجه‌هایی زخمی داشتند. 

آن‌ها در میان خاکسترِ جنگ، به دنبال «انسان» می‌گردند. وفاداری آن‌ها، طعنه‌ای است به بی‌رحمیِ کسانی که این جنگ را به راه انداختند. سگ‌های زنده‌یاب، با هر قدمی که روی سنگ‌های تیز برمی‌دارند، به ما یادآوری می‌کنند که حتی در تاریک‌ترین لحظاتِ تاریخ، هنوز می‌توان به بوی زندگی وفادار ماند. 

امروز اگر کسی از زیر آوارِ موشک‌های دشمن به آسمان نگاه می‌کند، مدیونِ بینی‌های کوچک و خیسِ حیواناتی است که دنیای ما را با تمام زشتی‌هایش، هنوز لایقِ نجات دادن می‌دانند. سلام بر رزمندگانِ بی‌زبانی که زیر سرم می‌روند، اما اجازه نمی‌دهند امیدِ یک ملت زیر آوار بماند. 

در حالی که تهران وارد مذاکرات جدی با واشنگتن شده بود، صبح ۹ اسفند گذشته، آمریکا و اسرائیل مانند دوره گذشته بدون توجه به مذاکرات، به خاک ایران و به چندین نقطه در شهرهای مختلف حمله کردند. 

در حالی که جمهوری اسلامی ایران مذاکرات با آمریکا را گامی برای ایجاد شفافیت درباره صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان برداشته بود، حمله دوباره آمریکا و اسرائیل، روندی تکراری و در عین حال فریبنده را در عرصه روابط بین‌الملل به تصویر کشید. 

حملات دشمن از شنبه ۹ اسفند در پایتخت و دیگر شهرهای کشور از جمله اصفهان همچنان ادامه دارد و استان اصفهان پس از تهران، هدف بیشترین آماج حملات دشمنان قرار گرفته است. 

بنا بر آخرین گزارش ها، از ابتدای جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل به ایران، تاکنون، ده‌ها نفر در استان اصفهان به شهادت رسیده اند. جمع زیادی از شهدای این استان را افراد غیرنظامی، زنان و کودکان تشکیل می‌دهند و ده‌ها منزل مسکونی دچار تخریب شده است. 

در یکی از حملات، بامداد پنجشنبه ششم فروردین، تعدادی از منازل مسکونی اصفهان مورد تهاجم دشمنان قرار گرفت و بر اثر این حملات ۳۰ نفر به شهادت رسیده و تعدادی از مردم نیز مجروح شدند. 

از ابتدای جنگ رمضان تا روز هجدهم فروردین جاری، مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری قریب به ۹۵ تن از شهدای نظامی و غیر نظامی در شهر اصفهان برگزار شده است. 

همچنین بنا بر گزارش‌های بنیاد شهید و امور ایثارگران استان اصفهان، تاکنون مراسم تشییع و خاکسپاری قریب به ۱۲۵ شهید نظامی و غیر نظامی در شهرستان‌های استان اصفهان برگزار شده است. 

آمار فوق مجزا از شهدایی است که بومی استان اصفهان نبوده و پیکرهای آنان برای تشییع و خاکسپاری به استان‌های دیگر منتقل شده است. 

اصفهان یا نصف جهان که از نظر تعدد اماکن تاریخی به موزه روباز ایران شهرت دارد در آسیب به این اماکن هم بی‌نصیب نماند. شهر اصفهان در روز سه‌شنبه ۱۸ اسفند شاهد حملات متعددی بود. طی این حملات در حمله هوایی که حوالی ساعت ۱۴:۴۰ به میدان امام حسین (دروازه دولت) اصفهان صورت گرفت، ساختمان استانداری اصفهان مورد هدف قرار گرفت.

هم چنین در همین حمله، مجتمع ادارات خیابان ۲۲ بهمن اصفهان مورد هدف قرار گرفت. در لابلای همین حملات آسیب‌های گسترده‌ای به تعدادی از بناهای تاریخی شهر اصفهان گزارش شد و طی آن باغ موزه «چهلستون» اصفهان که در فهرست آثار یونسکو قرار دارد، بر اثر موج حملات و بمباران‌ها، دچار آسیب‌های جدی شد. تزیینات آینه‌کاری ایوان ستوندار باغ موزه چهل‌ستون اصفهان، اتاق‌های نقاشی و همچنین درب و پنجره‌های نفیس آلت و لغت بر اثر موج بمباران ۱۸ اسفند دچار آسیب‌های جدی شدند. 

در همین روز و در پی بمباران استانداری اصفهان، آسیب‌های جدی به بافت تاریخی شهر و آثار ارزشمند میراث فرهنگی، به ویژه دولتخانه صفوی وارد کرد. 

تالار تیموری، عمارت جبه خانه (موزه هنرهای معاصر)، عمارت رکیب‌خانه (موزه هنرهای تزئینی اصفهان)، تالار اشرف و کاخ موزه چهلستون از جمله آثار دولتخانه صفوی هستند که بر اثر موج انفجارها دچار آسیب‌های جدی در ساختار و تزیینات وابسته به معماری شدند. 

بنا بر گزارش‌های مقامات ذیربط، تاکنون چندین پهپاد متخاصم دشمنان آمریکا و اسرائیل در استان اصفهان منهدم شده است. این پهپادها از انواع هرون، هرمس، اوربیتور۴ و‌ام کیو ۹ در اصفهان رهگیری و منهدم شده اند. 

همچنین، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پی حمله صبح شنبه ۹ اسفند اسرائیل و آمریکا به شهادت رسیدند. 

هیات دولت بامداد یکشنبه ۱۰ اسفند در پی شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی ۴۰ روز عزای عمومی در کشور اعلام کرد. 

مجلس خبرگان رهبری بامداد دوشنبه ۱۸ اسفند در بیانیه ای، آیت الله «سید مجتبی حسینی خامنه‌ای» را به عنوان رهبر جدید انقلاب اسلامی ایران تعیین و معرفی کرد.

 

ارسال نظرات
تبلیغات
خط داغ
تبلیغات متنی