ترنج موبایل
کد خبر: ۹۶۱۱۰۲

روایتی از هفته‌ها ایستادگی؛ از میدان نبرد تا میز مذاکره

ایران، ایستاده در آتش؛ دیپلماسی در سایه حمله به زیرساخت‌ها

ایران، ایستاده در آتش؛ دیپلماسی در سایه حمله به زیرساخت‌ها

کشوری که با دستانی خالی اما دلی آکنده از غیرت و ایمان، در برابر دو دولت اتمی که نام یکی از آن‌ها همواره تداعی‌کننده فاجعه هیروشیما و ناگازاکی بوده، ۴۰ روز تمام قد علم کرده و نه‌تنها خم به ابرو نیاورده، بلکه معادلات راهبردی آن‌ها را به هم ریخته است.

ایران، نامی است که بر تارک تاریخ تمدن بشری، همواره نماد شکوه، فرهنگ و اراده‌ای شکست‌ناپذیر بوده است. از روزگار هخامنشیان تاکنون، این سرزمین بارها ثابت کرده عظمت آن در بنادر و کارخانجات خلاصه نمی‌شود، بلکه در روحیه مقاومت مردمانی ریشه دارد که هرگز زیر بار زور و تحقیر نرفته‌اند.

به گزارش شرق، اکنون نیز در یکی از حساس‌ترین برهه‌های معاصر، همان شکوه دیرینه در قامت ایستادگی ۴۰روزه ایران در برابر دو ابرقدرت دارای سلاح هسته‌ای، خود را به رخ جهانیان کشیده است. 

کشوری که با دستانی خالی اما دلی آکنده از غیرت و ایمان، در برابر دو دولت اتمی که نام یکی از آن‌ها همواره تداعی‌کننده فاجعه هیروشیما و ناگازاکی بوده، ۴۰ روز تمام قد علم کرده و نه‌تنها خم به ابرو نیاورده، بلکه معادلات راهبردی آن‌ها را به هم ریخته است.

این مقاومت ۴۰روزه که در نوع خود کم‌نظیر است، فراتر از یک رویارویی نظامی صِرف، به نمادی از تقابل «اراده ملی» در برابر «قدرت زور» تبدیل شده است. دو دولتی که تصور می‌کردند با تکیه بر زرادخانه‌های هسته‌ای می‌توانند هر اراده‌ای را سرکوب کنند، اینک با ایرانی روبه‌رو شده‌اند که نه از بمب، بلکه از حقیقت و عزت خود قدرت می‌گیرد. هر موشکی که به سوی ایران شلیک شده، با انعطاف و هوشمندی دفاعی و مدنی ایران خنثی شده و هر تهدیدی صرفا بر استحکام این اراده افزوده است.

این ناتوانی در شکستن مقاومت ایران، به منزله فروپاشی یک فرضیه بود که قدرت نظامی پیشرفته را مترادف با پیروزی مطلق می‌دانست. 

در این میان، واکنش‌های رهبر کاخ سفید، دونالد ترامپ، به‌وضوح نشان‌دهنده اوج ناامیدی و درماندگی یک قدرت عادت‌کرده به تسلیم‌شدن دیگران است. عصبانیت او که از تلویزیون و شبکه‌های اجتماعی بارها دیده شده، نه از موضع قدرت، بلکه از عمق شکستی روانی سرچشمه می‌گیرد.

وقتی او به «نابودی تمدن ایران» تهدید می‌کند، در واقع به تمام جهان نشان می‌دهد تمام کارت‌های خود را رو کرده و جز نفرت‌پراکنی و لفاظی‌های توخالی، ابزاری برای مقابله با این ملت سربلند ندارد. چنین تهدیدهایی، بیش از آنکه هشداری واقعی باشند، فریادهای بی‌حاصل یک بازنده خشمگین است که نمی‌تواند شکست خود را در برابر «شکوه ایران» بپذیرد. تهدید به نابودی یک تمدن هفت‌هزارساله، نه‌فقط از نظر حقوق بین‌الملل یک جنایت است، بلکه از سویی نشانی از نهایت ناامیدی یک دولتمرد ناکارآمد محسوب می‌شود.

در چنین شرایطی، مذاکرات جاری میان ایران و آمریکا دیگر یک بازی دیپلماتیک ساده نیست، بلکه عرصه دیگری از همان رویارویی تاریخی است؛ جایی که ایران از موضع عزت و قدرت پا به میز گفت‌وگو گذاشته و با چشمانی باز، هم به دشمن و هم به دوست نشان می‌دهد «تهدید و تطمیع» پایانی ندارد و اگر توافقی قرار باشد رخ دهد، اینجا ایران شروط را تعیین می‌کند و ایران جنگ را تمام خواهد کرد. 

درحالی‌که فقط ساعاتی تا ضرب‌الاجل تعیین‌شده از سوی دونالد ترامپ برای هدف قراردادن زیرساخت‌های انرژی و پل‌های ایران باقی مانده، تحولات میدانی و دیپلماتیک با شیب تند و به طور هم‌زمان در حال پیشروی‌اند؛ وضعیتی که تصویری از یک بحران در نقطه جوش را ترسیم می‌کند. البته دونالد ترامپ در یکی از آخرین اظهارنظرهای خود با ادبیاتی وقیحانه نوشت: «ایران یک تمدن کامل است که امشب خواهد مُرد و هرگز برنخواهد گشت.

من نمی‌خواهم این اتفاق بیفتد، اما احتمالا خواهد افتاد». به موازات لفاظی‌های رئیس‌جمهور آمریکا و از صبح سه‌شنبه نشانه‌هایی از تغییر الگوی حملات نیز مشاهده شد؛ حملاتی که به طور فزاینده‌ای زیرساخت‌های حیاتی و مناطق غیرنظامی را در کل کشور هدف قرار داده‌اند؛ از پل‌ها و خطوط راه‌آهن گرفته تا تأسیسات برق و برخی زیرساخت‌های اقتصادی. چنین روندی نشان می‌دهد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در آستانه ورود به مرحله‌ای قرار گرفته که فشار بر زیرساخت‌های اقتصادی و حیاتی را به ابزار اصلی خود تبدیل کرده است.

در سوی دیگر، ایران نیز حملات متقابلی را علیه اهدافی در منطقه انجام داد. سپاه پاسداران اعلام کرد با استفاده از موشک‌های میان‌برد و پهپادهای انتحاری، مجتمع‌های پتروشیمی مرتبط با شرکت‌های آمریکایی در منطقه الجبیل عربستان و همچنین مجتمع پتروشیمی «شورون فیلیپس» در منطقه الجعیمه را هدف قرار داده است.

هم‌زمان گزارش‌هایی از انفجار در مناطق شرقی عربستان منتشر شد. ارتش جمهوری اسلامی ایران هم اعلام کرد صنایع پتروشیمی اسرائیل در نزدیکی دیمونا و نیز مقر ارتش آمریکا در امارات متحده عربی و کویت را هدف حملات پهپادی قرار داد.

همچنین سردار سیدمجید موسوی، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در حساب کاربری خود در فضای مجازی با انتشار ویدئویی از شلیک موشک‌های ایرانی به سمت دشمن آمریکا و اسرائیل با پرتابگرهای دو فروندی، نوشت: «و اینک مرحله جدید جنگ با پرتابگرهای تازه‌نفس دو فروندیِ موشک‌های فاتح و خیبرشکن؛ همه ضربات قبلی ×دو».

هم‌زمان با این تشدید فشار میدانی، نشانه‌هایی از تحرکات جدی دیپلماتیک نیز دیده می‌شود. هرچند تا لحظه تنظیم گزارش، تلاش‌های دیپلماتیک جاری موفق به توقف و کاهش تجاوزات به زیرساخت‌ها و مناطق غیرنظامی در ایران نشد. اما جنگ در شرایطی وارد چهلمین روز خود شده که دونالد ترامپ شامگاه دوشنبه، ضمن تکرار مواضع تند علیه ایران، از «پیشنهاد درخور توجه» تهران نیز سخن گفته است.

رئیس‌جمهور آمریکا درعین‌حال تأکید کرده این پیشنهاد «به اندازه کافی خوب نیست»، اما اذعان کرده ایران «با نیت خوب مذاکره می‌کند» و مذاکره‌کنندگان آن «منطقی‌تر شده‌اند». در طرف دیگر، گزارش‌ها از ادامه تلاش‌های میانجیگرانه پاکستان و برخی کشورهای منطقه برای نزدیک‌کردن مواضع تهران و واشنگتن حکایت دارد.

عصر دوشنبه خبرگزاری رسمی دولت نیز اعلام کرد ایران پس از دو هفته بررسی در سطوح عالی، پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا را از طریق پاکستان منتقل کرده است؛ پاسخی که در قالب یک طرح ۱۰بندی تنظیم شده است و بر پایان دائمی جنگ و نه آتش‌بس موقت تأکید دارد.

این هم‌زمانیِ تشدید حملات به زیرساخت‌ها و تحرکات دیپلماتیک، نشان‌دهنده وضعیتی پیچیده و چندلایه است؛ جایی که میدان و مذاکره به طور هم‌زمان در حال پیشروی‌اند و هریک می‌تواند بر دیگری اثر بگذارد. 

دیپلماسی در سایه حمله به زیرساخت‌ها

در روزهای اخیر نشانه‌های متعددی از فعال‌شدن کانال‌های دیپلماتیک دیده می‌شود؛ هرچند این تلاش‌ها همچنان در فضایی از بی‌اعتمادی و فشارهای نظامی جریان دارد. براساس گزارش خبرگزاری رسمی دولت، ایران پس از بررسی‌های گسترده در سطوح عالی نظام، پاسخ خود به پیشنهاد آمریکا برای پایان جنگ را در قالب طرحی ۱۰بندی به پاکستان منتقل کرده است.

در این طرح، تهران ضمن رد آتش‌بس موقت، بر پایان دائمی جنگ با در نظر گرفتن ملاحظات امنیتی و راهبردی ایران تأکید کرده است. این پیشنهاد شامل مجموعه‌ای از خواسته‌های تهران ازجمله توقف کامل درگیری‌ها در منطقه، تضمین تکرارنشدن حملات، رفع تحریم‌ها و همچنین تدوین پروتکلی برای عبور و مرور امن کشتی‌ها از تنگه هرمز است.

برخی گزارش‌ها همچنین حاکی از آن است که ایران در قالب این طرح خواستار دریافت عوارض از کشتی‌هایی شده که از تنگه هرمز عبور می‌کنند؛ درآمدی که بخشی از آن می‌تواند برای بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده در جریان حملات اخیر استفاده شود. در همین حال، برخی منابع غربی ازجمله نیویورک‌تایمز گزارش داده‌اند یکی از محورهای این پیشنهاد، ارائه تضمین برای حمله‌نکردن مجدد به ایران و توقف حملات اسرائیل به حزب‌الله در لبنان است.

در مقابل، ایران نیز آمادگی خود را برای کاهش محدودیت‌های اعمال‌شده بر تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز اعلام کرده است. از سوی دیگر، گزارش‌هایی درباره تحرکات پشت‌پرده در واشنگتن نیز منتشر شده است. به نوشته پولیتیکو، جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا که اکنون در اروپا مستقر است، در حالت آماده‌باش قرار دارد تا در صورت پیشرفت گفت‌وگوهای غیرمستقیم، به مذاکرات مستقیم با ایران بپیوندد.

این گفت‌وگوها درحال‌حاضر به رهبری استیو ویتکاف و جرد کوشنر دنبال می‌شود و تماس‌هایی نیز با واسطه‌هایی مانند پاکستان در جریان است. گفتنی است جی‌دی ونس، معاون ترامپ، مدعی شده: «جنگ در ایران به‌زودی و قطعا پایان خواهد یافت. ما تا پایان مهلت رئیس‌جمهور، به مذاکره ادامه خواهیم داد». به ادعای ونس، طی ساعات آینده شاهد مذاکرات فشرده‌ای درمورد ایران خواهیم بود.

در همین چارچوب، سفیر ایران در پاکستان نیز اعلام کرده تلاش‌های میانجیگرانه اسلام‌آباد برای توقف جنگ به مرحله‌ای «حساس و بحرانی» رسیده است؛ نشانه‌ای از آنکه کانال پاکستان درحال‌حاضر به یکی از مسیرهای اصلی انتقال پیام میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است. 

جنگ زیرساخت‌ها و سایه بحران منطقه‌ای

در کنار تحرکات دیپلماتیک، روند تحولات میدانی نیز همچنان با سرعت ادامه دارد؛ روندی که به گفته بسیاری از تحلیلگران می‌تواند جنگ را وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد حملات اخیر بیش از گذشته بر زیرساخت‌های اقتصادی و حیاتی متمرکز شده است؛ تغییری که می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای اقتصاد ایران و حتی امنیت انرژی منطقه داشته باشد.

براساس گزارش وال‌استریت ژورنال، میانجیگران به واشنگتن هشدار داده‌اند در صورت عملی‌شدن تهدیدها علیه نیروگاه‌ها و سایر تأسیسات غیرنظامی ایران، تهران احتمالا با حمله به زیرساخت‌های انرژی اسرائیل و حتی برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس واکنش نشان خواهد داد. چنین سناریویی می‌تواند دامنه جنگ را به سطحی فراتر از مرزهای ایران و اسرائیل گسترش دهد و کل منطقه را درگیر کند. 

همین نگرانی‌ها باعث شده است برخی بازیگران بین‌المللی نیز وارد میدان دیپلماسی شوند. در تازه‌ترین تحول، سانائه تاکایچی، نخست‌وزیر ژاپن، اعلام کرده توکیو در حال انجام تمهیداتی برای برقراری تماس تلفنی با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران است. مقامات ژاپنی تأکید کرده‌اند این کشور در تلاش است هم‌زمان با ایران و آمریکا در تماس باشد تا از تشدید تنش‌ها جلوگیری کند.

این تحرکات نشان می‌دهد نگرانی از گسترش جنگ به مرحله‌ای رسیده که حتی قدرت‌های خارج از منطقه نیز به دنبال ایفای نقش در کاهش تنش‌ها هستند. در واقع، حمله به زیرساخت‌ها نه‌تنها پیامدهای داخلی برای ایران دارد، بلکه می‌تواند بازارهای انرژی و امنیت کشتیرانی در یکی از مهم‌ترین آبراه‌های جهان، یعنی تنگه هرمز را نیز تحت تأثیر قرار دهد. 

در چنین شرایطی، هم‌زمانی دو روند متضاد ذیل تشدید حملات به زیرساخت‌ها از یک سو و افزایش تحرکات دیپلماتیک از سوی دیگر، تصویری از یک بحران پیچیده را شکل داده است؛ بحرانی که آینده آن تا حد زیادی به تصمیم‌های ساعات و روزهای پیش‌رو بستگی دارد. اگر دیپلماسی بتواند از این مرحله حساس عبور کند، شاید هنوز امکان مهار جنگ وجود داشته باشد؛ اما در غیر این صورت، ورود جنگ به مرحله حمله گسترده به زیرساخت‌ها می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک درگیری دوجانبه به همراه داشته باشد و منطقه را با بحرانی عمیق‌تر روبه‌رو کند. 

عبدالمحمد طاهری: تنگه هرمز در ساعات منتهی به پایان ضرب‌الاجل ترامپ می‌تواند به یک فرصت دیپلماتیک تبدیل شود

در تحلیل روند پیش‌رو طی چند ساعت تا پایان موعد ترامپ، عبدالمحمد طاهری معتقد است: «میانجیگری پاکستان در این نقطه به‌شدت حساس و بی‌سابقه را باید در چارچوب ملاحظات امنیتی و منافع منطقه‌ای این کشور فهم کرد». به گفته این مدرس دانشگاه: «هر کشوری که در چنین شرایطی برای کاهش تنش‌ها تلاش کند شایسته قدردانی است، اما نقش پاکستان به دلیل نزدیکی جغرافیایی و پیوندهای فرهنگی و تاریخی با ایران و به‌ویژه در این مقطع تعیین‌کننده اهمیت بیشتری دارد». 

این دیپلمات اسبق کشورمان در ادامه گپ‌وگفتش تأکید می‌کند: «ما باید از هر کشوری که در این شرایط حساس برای تعدیل بحران تلاش می‌کند تشکر کنیم، اما درباره پاکستان این قدردانی باید جدی‌تر باشد. ایران و پاکستان نه‌تنها مرز مشترک دارند، بلکه پیوندهای فرهنگی، مذهبی و تاریخی میان دو کشور عمیق است. همین عوامل باعث می‌شود اسلام‌آباد نسبت به گسترش بحران در منطقه حساس‌تر باشد». 

تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی معتقد است: «انگیزه پاکستان برای ورود به این پرونده فقط به روابط با ایران محدود نمی‌شود و این کشور از منظر امنیت ملی خود نیز به دنبال جلوگیری از تشدید درگیری است».

به گفته طاهری: «گسترش جنگ در منطقه پس از احتمال حملات به زیرساخت‌های انرژی می‌تواند پیامدهای امنیتی جدی برای پاکستان داشته باشد و به همین دلیل اسلام‌آباد تلاش می‌کند با فعال‌کردن کانال‌های دیپلماتیک از گسترش بحران جلوگیری کند».

این تحلیلگر حوزه بین‌الملل با اشاره به ارتباطات پاکستان با آمریکا می‌گوید: «در طول چند دهه گذشته، آمریکایی‌ها روابط امنیتی و اطلاعاتی قابل توجهی با پاکستان داشته‌اند و همین مسئله باعث شده واشنگتن نیز تا حدی به نقش میانجیگرانه اسلام‌آباد اعتماد داشته باشد. بنابراین تلاش‌های پاکستان از این رو نیز می‌تواند مورد توجه قرار گیرد». 

طاهری در عین حال دستگاه دیپلماسی پاکستان را یکی از عوامل موفقیت احتمالی این میانجیگری می‌داند و خاطرنشان می‌کند: «دیپلماسی پاکستان طی دو تا سه سال گذشته عملکرد قابل توجهی داشته است. این کشور معمولا بدون هیاهو و جنجال کار خود را پیش می‌برد. پاکستانی‌ها اهل سروصدا نیستند؛ آرام و حساب‌شده حرکت می‌کنند و همین ویژگی در بسیاری از پرونده‌های منطقه‌ای به آن‌ها کمک کرده است».

به اعتقاد این کارشناس: «شناخت دقیق منافع ملی از دیگر نقاط قوت سیاست خارجی پاکستان است. پاکستانی‌ها به‌خوبی می‌دانند چه چیزی برایشان اهمیت دارد و در مذاکرات نیز همان منافع را دنبال می‌کنند؛ بنابراین طبیعی است که در این بحران نیز تلاش کنند به راه‌حلی برسند که هم از گسترش جنگ جلوگیری و هم ثبات منطقه‌ای را حفظ کند». 

با این حال طاهری معتقد است نقش آمریکا در تعیین سرنوشت این بحران همچنان تعیین‌کننده است و در همین باره تصریح می‌کند: «با وجود همه توانمندی‌های نظامی و فناوری که آمریکا در اختیار دارد، به نظر می‌رسد واشنگتن نیز به دنبال نوعی توقف درگیری یا حداقل کاهش تنش است. به‌ویژه در داخل آمریکا فشارهای سیاسی قابل توجهی وجود دارد که دولت را به سمت مهار بحران سوق می‌دهد».

به تعبیر او: «شرایط داخلی آمریکا نیز در این معادله بی‌تأثیر نیست. در فضای سیاسی آمریکا، به‌ویژه از سوی دموکرات‌ها، فشارهایی بر دولت وارد می‌شود که اجازه ندهد بحران به سطحی غیرقابل کنترل برسد. به همین دلیل اگر از سوی ایران نشانه‌ای از تمایل به مذاکره دیده شود، احتمالا واشنگتن نیز در این مسیر انعطاف نشان خواهد داد». 

طاهری در بخش دیگری از گفت‌وگویش به مسئله تنگه هرمز اشاره می‌کند و آن را یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ایران در این شرایط می‌داند. از منظر او: «عبور ده‌ها کشتی از این تنگه در ساعات اخیر می‌تواند نشانه‌ای از تمایل تهران به کاهش تنش‌ها تلقی شود».

این مدرس دانشگاه توضیح می‌دهد: «اگر ایران نشان دهد قصد دارد از ظرفیت تنگه هرمز برای ایجاد ثبات استفاده کند و نه تشدید بحران، این پیام می‌تواند در فضای دیپلماتیک بسیار اثرگذار باشد. حتی یک بازه زمانی محدود برای عبور آزاد کشتی‌ها می‌تواند به عنوان نشانه‌ای از حسن نیت تلقی شود و زمینه را برای مذاکرات فراهم کند». 

در عین حال، این تحلیلگر ارشد حوزه بین‌الملل تأکید می‌کند هرچند برخی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، مانند قطری‌ها و ژاپنی‌ها نیز در این ساعات تمایل جدی به میانجیگری و کاهش تنش پیدا کرده‌اند، اما به گفته او: «طرف‌هایی مانند خود اسرائیلی‌ها نیز وجود دارند که ممکن است از ادامه تنش سود ببرند». 

طاهری ادامه داد: «قطر و برخی کشورهای منطقه به دلیل حضور پایگاه‌های نظامی خارجی یا نزدیکی جغرافیایی به کانون بحران، به‌شدت نگران گسترش جنگ هستند و حتی در تماس با آمریکا خواستار مهار تنش‌ها شده‌اند».

این استاد دانشگاه در پایان تأکید می‌کند: «ساعات پیش‌رو می‌تواند برای آینده بحران تعیین‌کننده باشد». به اعتقاد طاهری: «اگر در ساعات پیش‌رو نشانه‌هایی از انعطاف دیپلماتیک از سوی طرف‌ها دیده شود، احتمال رسیدن به نوعی توافق یا دست‌کم توقف موقت درگیری‌ها وجود خواهد داشت».

به گفته او: «تنگه هرمز در این مقطع می‌تواند به یک فرصت دیپلماتیک تبدیل شود. اگر از این ظرفیت به‌درستی استفاده شود، ممکن است مسیر گفت‌وگو دوباره باز شود. اما اگر این فرصت از دست برود، پیش‌بینی اینکه بحران به چه سمتی خواهد رفت بسیار دشوار خواهد بود».

 

ارسال نظرات
خط داغ